Obtuse

ɑːbˈtuːs əbˈtjuːs
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more obtuse
  • صفت عالی:

    most obtuse

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    بی‌حس، کند‌ذهن، منفرجه، زاویه ۹۰ تا ۱۸۰ درجه
    • - an obtuse angle
    • - زاویه‌ی منفرجه
    • - She was too obtuse to take my hint.
    • - او آن‌قدر خنگ بود که اشاره‌ی مرا درک نکرد.
    • - an obtuse pain
    • - درد مبهم
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد obtuse

  1. adjective slow to understand
    Synonyms: dense, dopey, dull, dumb, imperceptive, insensitive, opaque, slow on uptake, stolid, thick, uncomprehending, unintelligent
    Antonyms: bright, intelligent, quick, smart
  2. adjective blunt, not sharp
    Synonyms: round, rounded
    Antonyms: pointed, sharp

ارجاع به لغت obtuse

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «obtuse» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/obtuse

لغات نزدیک obtuse

پیشنهاد بهبود معانی