آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

    Pointed

    ˈpɔɪntɪd ˈpɔɪntɪd

    سوم‌شخص مفرد:

    points

    وجه وصفی حال:

    pointing

    صفت تفضیلی:

    more pointed

    صفت عالی:

    most pointed

    معنی pointed | جمله با pointed

    adjective

    نوک‌تیز، تیز

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    She held a pointed dagger in her trembling hand.

    خنجر نوک‌تیز را در دست لرزانش نگه داشت.

    The tip of the pencil was pointed.

    نوک مداد تیز بود.

    adjective

    تیز، نیش‌دار (تذکر یا نگاه و غیره)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    The king gave him a pointed look.

    پادشاه نگاهی تیز به او انداخت.

    His pointed criticism of my presentation was both unhelpful and discouraging.

    انتقاد نیش‌دار او از ارائه‌ی من هم ناسودمند و هم دلسردکننده بود.

    adjective

    آشکار، مشهود، مشخص

    His pointed indifference towards my feelings hurt me.

    بی‌تفاوتی آشکارش نسبت به احساسات من مرا آزار داد.

    Despite his pointed indifference, I still tried to get his attention.

    علی‌رغم بی‌تفاوتی مشهودش، باز هم سعی کردم توجه او را جلب کنم

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pointed

    1. adjective having a sharp end or part
      Synonyms:
      sharp acute keen edged pointy spiked cornered barbed pronged cuspidate peaked acuminate acuminous mucronate sharp-cornered aciculate acicular piked fine
      Antonyms:
      dull blunt
    1. adjective penetrating, biting
      Synonyms:
      sharp acute keen biting accurate incisive telling pertinent cutting sarcastic trenchant pregnant barbed acid legit right-on on the nose on the button boiled down in a nutshell laid on the line short-and-sweet right to it meaty calling a spade a spade insinuating
      Antonyms:
      mild calming soothing nice

    لغات هم‌خانواده pointed

    noun
    point, pointer, pointlessness
    adjective
    pointed, pointy, pointless
    verb - transitive
    point
    adverb
    pointlessly, pointedly

    سوال‌های رایج pointed

    وجه وصفی حال pointed چی میشه؟

    وجه وصفی حال pointed در زبان انگلیسی pointing است.

    سوم‌شخص مفرد pointed چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد pointed در زبان انگلیسی points است.

    صفت تفضیلی pointed چی میشه؟

    صفت تفضیلی pointed در زبان انگلیسی more pointed است.

    صفت عالی pointed چی میشه؟

    صفت عالی pointed در زبان انگلیسی most pointed است.

    ارجاع به لغت pointed

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «pointed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pointed

    لغات نزدیک pointed

    • - point-of-sale
    • - pointe
    • - pointed
    • - pointed face
    • - pointedly
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.