Sarcastic

sɑːrˈkæstɪk sɑːˈkæstɪk
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more sarcastic
  • صفت عالی:

    most sarcastic

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective C2
    طعنه‌آمیز، نیش‌دار، کنایه‌آمیز
    • - His sarcastic sense of humor often gets him into trouble.
    • - شوخ‌طبعی طعنه‌آمیزش اغلب او را به دردسر می‌اندازد.
    • - sarcastic remark
    • - اظهار نظر کنایه‌آمیز
  • adjective
    اهل طعنه‌زنی، کنایه‌زن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد sarcastic

  1. adjective nasty, mocking in speech
    Synonyms: acerb, acerbic, acid, acrimonious, arrogant, austere, backhanded, biting, bitter, brusque, captious, carping, caustic, chaffing, contemptuous, contumelious, corrosive, cussed, cutting, cynical, derisive, disillusioned, disparaging, disrespectful, evil, hostile, irascible, ironical, mean, mordant, needling, offensive, ornery, salty, sardonic, satirical, saucy, scorching, scornful, scurrilous, severe, sharp, smart-alecky, snarling, sneering, taunting, trenchant, twitting, weisenheiming
    Antonyms: kind, nice

Collocations

  • be sarcastic

    طعنه زدن، طعنه‌آمیز بودن، کنایه زدن، تکه انداختن، کنایه زدن، نیش و کنایه زدن، شوخ بودن، شوخی کردن

ارجاع به لغت sarcastic

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «sarcastic» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/sarcastic

لغات نزدیک sarcastic

پیشنهاد بهبود معانی