Sarcasm

ˈsɑːrkæzm ˈsɑːkæzm
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    sarcasms

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun uncountable
    زهرخنده، طعنه، ریشخند، سرزنش، سخن طعنه‌آمیز، کنایه، تیکه، متلک، پوزخند
    • - heavy sarcasm
    • - طعنه‌ی سنگین
    • - The teacher's sarcasm made the students uncomfortable.
    • - کنایه‌ی معلم باعث ناراحتی دانش‌آموزان شد.
    • - He said sarcasm to his wife.
    • - به همسرش کنایه زد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد sarcasm

  1. noun mocking remark
    Synonyms: acrimony, aspersion, banter, bitterness, burlesque, causticness, censure, comeback, contempt, corrosiveness, criticism, cut, cynicism, derision, dig, disparagement, flouting, invective, irony, lampooning, mockery, mordancy, put-down, raillery, rancor, ridicule, satire, scoffing, scorn, sharpness, sneering, superciliousness, wisecrack

ارجاع به لغت sarcasm

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «sarcasm» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/sarcasm

لغات نزدیک sarcasm

پیشنهاد بهبود معانی