آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

      Sharpness

      ˈʃɑːrpnəs ˈʃɑːpnəs

      شکل جمع:

      sharpnesses

      معنی sharpness | جمله با sharpness

      noun uncountable B1

      تیزی، برندگی

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The sharpness of the knife made slicing the apple easy.

      تیزی چاقو برش سیب را آسان کرد.

      The sharpness of the glass cut my finger.

      برندگی شیشه انگشتم را برید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She complained about the sharpness of the cheese knife.

      او از تیزی چاقوی پنیر شکایت داشت.

      noun uncountable C1

      شدت، تندی، تیزی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      We felt the sharpness of the criticism.

      ما تندی انتقاد را احساس کردیم.

      The sharpness in his voice made everyone fall silent.

      تیزیِ صدای او همه را ساکت کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His sharpness toward the new employee was obvious.

      تندیِ او نسبت به کارمند جدید واضح بود.

      noun uncountable

      سوز

      The sharpness of the wind made my eyes water.

      سوز باد باعث آمدن اشک از چشم‌هایم شد.

      She shivered at the sharpness of the early morning air.

      او از سوز هوای صبح زود لرزید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We felt the sharpness of the coastal breeze on our faces.

      ما سوز نسیم ساحلی را روی صورت‌هایمان حس کردیم.

      noun uncountable B2

      وضوح، شفافیت، کیفیت

      The sharpness of the photograph reveals every detail.

      وضوح عکس هر جزئیاتی را نشان می‌دهد.

      The sharpness of the image makes reading the small print easy.

      شفافیت تصویر خواندن متن ریز را آسان می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Good lighting increased the sharpness and contrast of the painting.

      نورپردازی مناسب وضوح و کنتراست نقاشی را افزایش داد.

      noun uncountable B2

      هوشمندی، ذکاوت

      Her sharpness helped her solve complex problems quickly.

      ذکاوتش به او کمک کرد که مسائل پیچیده را به‌سرعت حل کند.

      Sharpness of mind is essential for a good chess player.

      هوشمندی برای یک بازیکن شطرنج خوب ضروری است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The lawyer's sharpness turned the trial in favor of her client.

      ذکاوت وکیل روند محاکمه را به‌نفع موکلش تغییر داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sharpness

      1. noun a cutting quality
        Synonyms:
        edge bite keenness sting incisiveness distinctness pungency stridence raciness
        Antonyms:
        softness
      1. noun harshness of manner
        Synonyms:
        asperity keenness screechiness creakiness reediness
        Antonyms:
        softness dullness indistinctness
      1. noun a quick and penetrating intelligence
        Synonyms:
        keenness acuteness acuity
      1. noun the attribute of urgency in tone of voice
        Synonyms:
        edge

      لغات هم‌خانواده sharpness

      noun
      sharpener, sharpness, sharp
      adjective
      sharp
      verb - transitive
      sharpen
      adverb
      sharp, sharply, sharpish

      ارجاع به لغت sharpness

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sharpness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sharpness

      لغات نزدیک sharpness

      • - sharply
      • - sharply critical
      • - sharpness
      • - sharpshooter
      • - shashlik
      پیشنهاد بهبود معانی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      miami misadventure MLA exotoxin extrusion fa fired fjord free-living frenemy get involved go histo- hom- hospitalization insurance ضربان داشتن عددخوانی عددنویسی عموقلی عمیقا عرق کردن عدد مرکب غاز کانادایی غنی‌سازی کره‌ی جنوبی فائق فاطمه فرو کس کمربند سبز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.