فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Raciness

ˈreɪsinəs ˈreɪsɪnəs
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

  • noun
    پرشوری، هیجان، شور
  • noun
    پر‌آب‌و‌تابی
  • noun
    زنندگی (رجوع شود به: racy)
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد raciness

  1. noun Sharpness
    Synonyms: pungency, tang, piquancy, bite, sharpness
  2. noun Vigor
    Synonyms: vitality, liveliness, spirit
  3. noun Indecency
    Synonyms: ribaldry, suggestiveness, indelicacy, gaminess, spiciness

ارجاع به لغت raciness

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «raciness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/raciness

لغات نزدیک raciness

پیشنهاد بهبود معانی