آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Acid

      ˈæsɪd ˈæsɪd

      شکل جمع:

      acids

      صفت تفضیلی:

      more acid

      صفت عالی:

      most acid

      معنی acid | جمله با acid

      noun B2

      ترش، حامض، سرکه مانند، دارای خاصیت اسید، جوهراسید، جوهر، محک

      the acid juice of unripe grapes

      آب ترش‌مزه‌ی غوره

      acid lemon

      لیمو ترش

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      acid soil

      خاک اسیدی

      acid indigestion

      سوء هاضمه‌ی اسیدی، ترش کردن

      stomach acid

      اسید معده، ترشی معده

      adjective

      بدخلق، بدقلق، (مجازا) ترشرو، بداخلاق، بدجنسی، تند و کنایه آمیز، گزنده، نیش دار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      his acid way of dealing with people

      رفتار تندخویانه‌ی او با مردم

      his acid remarks

      اظهارات تند و نیش‌دار او

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد acid

      1. adjective bitter, sour in taste
        Synonyms:
        bitter sour tart sharp pungent biting piquant vinegary vinegarish acerbic acidulous
        Antonyms:
        sweet bland
      1. adjective having acidic, corrosive properties
        Synonyms:
        acidic corrosive biting eating away corroding eroding erosive oxidizing rusting anti-alkaline dissolvent disintegrative acrid acerbic acidulous bleaching
        Antonyms:
        basic
      1. adjective bitter in words or behavior
        Synonyms:
        biting nasty offensive sharp sarcastic harsh cutting hurtful acerbic caustic stinging vitriolic trenchant dry mordant hateful
        Antonyms:
        nice kind
      1. noun lysergic acid diethylamide, LSD
        Synonyms:
        lsd hallucinogen magic mushrooms mushrooms peyote mescalin blotter cubes microdots dot candy sugar cubes purple haze orange sunshine yellow sunshine blue acid blue dot strawberry fields electric Kool Aid California sunshine Lucy in the sky with diamonds instant Zen Owsley’s acid blue Owsley black tabs green dragon

      سوال‌های رایج acid

      شکل جمع acid چی میشه؟

      شکل جمع acid در زبان انگلیسی acids است.

      صفت تفضیلی acid چی میشه؟

      صفت تفضیلی acid در زبان انگلیسی more acid است.

      صفت عالی acid چی میشه؟

      صفت عالی acid در زبان انگلیسی most acid است.

      ارجاع به لغت acid

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «acid» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/acid

      لغات نزدیک acid

      • - aciculate
      • - aciculum
      • - acid
      • - acid number
      • - acid radical
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.