آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ فروردین ۱۴۰۴

      Candy

      ˈkændi ˈkændi

      گذشته‌ی ساده:

      candied

      شکل سوم:

      candied

      سوم‌شخص مفرد:

      candies

      وجه وصفی حال:

      candying

      شکل جمع:

      candies

      توضیحات:

      در معنای اول در انگلیسی بریتانیایی به‌جای candy از sweet استفاده می‌شود.

      معنی candy | جمله با candy

      noun countable uncountable A2

      انگلیسی آمریکایی آب‌نبات

      candy, آب‌نبات
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      Too much candy and sweets will ruin your teeth.

      آب‌نبات و شیرینی زیاد دندانت را خراب می‌کند.

      Halloween is a holiday filled with candy and costumes.

      هالووین، تعطیلاتی پر از آب‌نبات و لباس‌های مبدل است.

      verb - intransitive verb - transitive

      شیرین کردن، در شکر پختن، قندی کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The chef used a special technique to candy the ginger.

      سرآشپز از تکنیکی خاص برای شیرین کردن زنجبیل استفاده کرد.

      Grandma used to candy apples every Halloween.

      مادربزرگ هر هالووین سیب‌ها را قندی می‌کرد.

      verb - transitive

      جذاب کردن، شیرین سخنی کردن

      The politician tried to candy his image with promises of reform.

      این سیاست‌مدار تلاش کرد با وعده‌های اصلاحات چهره‌ی خود را جذاب کند.

      He candied his proposal with flattery to get it approved.

      او پیشنهاد خود را با چاپلوسی شیرین کرد تا تصویب شود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      some of Sa'di's candied poems

      برخی از اشعار شیرین سعدی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد candy

      1. verb coat with something sweet, such as a hard sugar glaze
        Synonyms:
        sugarcoat glaze
      1. verb to make superficially more acceptable or appealing
        Synonyms:
        gild honey sugar sugarcoat sweeten
      1. noun confection
        Synonyms:
        sweet confectionery sweetmeat bonbon confit jawbreaker hokum

      سوال‌های رایج candy

      معنی candy به فارسی چی میشه؟

      کلمه "candy" در زبان انگلیسی به معنای شکلات، شیرینی و خوراکی‌های شیرین است. این واژه از زبان فرانسوی "candi" گرفته شده است که به معنای شکر است. در فرهنگ‌ها و کشور‌های مختلف، "candy" به شکل‌های متنوعی وجود دارد و انواع مختلفی از آن تولید می‌شود.

      تاریخچه

      تاریخچه شکلات و شیرینی به دوران باستان برمی‌گردد. مصریان باستان، یونانیان و رومیان از عسل و میوه‌ها برای تهیه خوراکی‌های شیرین استفاده می‌کردند. با گذشت زمان، و با کشف شکر، شکلات و شیرینی‌جات به شکل امروزی خود درآمدند. در قرون وسطی، شکلات به اروپا وارد شد و به تدریج به یکی از محبوب‌ترین خوراکی‌ها تبدیل شد.

      انواع مختلف

      شکلات و شیرینی‌جات به انواع مختلفی تقسیم می‌شوند:

      1. شکلات: شامل شکلات تلخ، شیرین و سفید که هر کدام ویژگی‌های خود را دارند.

      2. شیرینی‌های ژله‌ای: این نوع شیرینی معمولاً از ژل و شکر تهیه می‌شود و طعم‌های مختلفی دارد.

      3. شیرینی‌های سخت: مانند آب‌نبات که از شکر و طعم‌دهنده‌های مختلف تهیه می‌شود.

      4. شیرینی‌های کرم‌دار: شامل شکلات‌های پرشده با کرم یا مواد دیگر.

      فرهنگ و سنت

      در بسیاری از فرهنگ‌ها، "candy" نقش مهمی ایفا می‌کند. به عنوان مثال، در جشن‌ها و مناسبت‌های خاص مانند هالووین در ایالات متحده، کودکان به جمع‌آوری شکلات و شیرینی می‌پردازند. همچنین در جشن‌های تولد و عروسی، شیرینی و شکلات بخشی از مراسم را تشکیل می‌دهد.

      فواید و مضرات

      هرچند که مصرف متعادل "candy" می‌تواند لذت‌بخش باشد، اما مصرف بیش از حد آن می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود. قند زیادی که در این خوراکی‌ها وجود دارد می‌تواند باعث چاقی، دیابت و مشکلات دندانی شود. بنابراین، توصیه می‌شود که مصرف آن‌ها در حد معقول باشد.

      نکات جالب

      - شکلات تلخ: شکلات تلخ حاوی آنتی‌اکسیدان‌های بیشتری است و می‌تواند برای سلامت قلب مفید باشد.

      - عطر و طعم: ترکیب‌های مختلفی از طعم‌دهنده‌ها مانند نعناع، فندق و کارامل می‌توانند به تنوع و جذابیت "candy" بیفزایند.

      - شکلات در تاریخ: در برخی از فرهنگ‌ها، شکلات به عنوان یک ماده با ارزش و حتی به عنوان پول مورد استفاده قرار می‌گرفته است.

      گذشته‌ی ساده candy چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده candy در زبان انگلیسی candied است.

      شکل سوم candy چی میشه؟

      شکل سوم candy در زبان انگلیسی candied است.

      شکل جمع candy چی میشه؟

      شکل جمع candy در زبان انگلیسی candies است.

      وجه وصفی حال candy چی میشه؟

      وجه وصفی حال candy در زبان انگلیسی candying است.

      سوم‌شخص مفرد candy چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد candy در زبان انگلیسی candies است.

      ارجاع به لغت candy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «candy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/candy

      لغات نزدیک candy

      • - candlewood
      • - candor
      • - candy
      • - candy cane
      • - candy striper
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.