آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Sweeten

      ˈswiːtn ˈswiːtn

      گذشته‌ی ساده:

      sweetened

      شکل سوم:

      sweetened

      سوم‌شخص مفرد:

      sweetens

      وجه وصفی حال:

      sweetening

      معنی sweeten | جمله با sweeten

      verb - transitive

      شیرین کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      Hossein sweetens his tea with honey.

      حسین چای خود را با عسل شیرین می‌کند.

      The chef used a pinch of cinnamon to sweeten the flavor of the apple pie.

      سرآشپز برای شیرین کردن طعم پای سیب از کمی دارچین استفاده کرد.

      verb - intransitive

      شیرین شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Fruits, as they ripen, they sweeten.

      میوه‌ها که رسیده می‌شوند، شیرین می‌شوند.

      The lemonade sweetened as the sugar dissolved into the water.

      وقتی شکر در آب حل شد، لیموناد شیرین شد.

      verb - transitive

      خوشایند کردن، مطبوع کردن

      They sweetened the deal by offering an interest-free loan.

      آنان با دادن پیشنهاد وام بی‌بهره معامله را پذیرفتنی‌تر کردند.

      Flowers sweetened the air of the garden.

      گل‌ها هوای باغ را مطبوع می‌کردند.

      verb - transitive

      خرسند کردن، راضی کردن، دلجویی کردن، دل کسی را به دست آوردن

      He thought it was a good time to sweeten the people with a tax cut.

      فکر می‌کرد وقت مناسبی بود برای اینکه با کاهش مالیات‌ها دل مردم را به‌دست آورد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sweeten

      1. verb add sugar
        Synonyms:
        sugar add sweetening make sweet honey candy mull make toothsome sugar-coat candy-coat
        Antonyms:
        sour salt
      1. verb make happy; appease
        Synonyms:
        soothe pacify placate mollify alleviate assuage soften up conciliate propitiate
        Antonyms:
        worry trouble displease disrupt

      لغات هم‌خانواده sweeten

      noun
      sweet, sweetener, sweetness, sweetie
      adjective
      sweet
      verb - transitive
      sweeten
      adverb
      sweetly

      سوال‌های رایج sweeten

      گذشته‌ی ساده sweeten چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sweeten در زبان انگلیسی sweetened است.

      شکل سوم sweeten چی میشه؟

      شکل سوم sweeten در زبان انگلیسی sweetened است.

      وجه وصفی حال sweeten چی میشه؟

      وجه وصفی حال sweeten در زبان انگلیسی sweetening است.

      سوم‌شخص مفرد sweeten چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sweeten در زبان انگلیسی sweetens است.

      ارجاع به لغت sweeten

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sweeten» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sweeten

      لغات نزدیک sweeten

      • - sweetbriar
      • - sweetcorn
      • - sweeten
      • - sweetener
      • - sweetening
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.