آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Scorching

      ˈskɔːrtʃɪŋ ˈskɔːtʃɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      scorched

      شکل سوم:

      scorched

      سوم‌شخص مفرد:

      scorches

      صفت تفضیلی:

      more scorching

      صفت عالی:

      most scorching

      معنی scorching | جمله با scorching

      adjective

      سوزان، داغ

      The scorching sun made it unbearable to be outside without sunscreen.

      آفتاب سوزان بیرون بودن بدون کرم ضدآفتاب را غیرقابل‌تحمل کرده بود.

      The scorching desert winds dried out my lips.

      بادهای صحرای سوزان لب‌هایم را خشک کرد.

      adjective

      قدرتمند، شدید، قوی، شدیداللحن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد scorching

      1. adjective hot
        Synonyms:
        heated burning boiling sizzling baking roasting scalding blistering sweltering fiery broiling red-hot torrid sultry searing ardent
      1. adjective harsh
        Synonyms:
        fiery ardent fervent impassioned passionate fervid heated hot-blooded blazing burning flaming glowing red-hot torrid perfervid caustic derisive curt dithyrambic
      1. verb to criticize harshly and devastatingly
        Synonyms:
        slamming slapping lashing scathing blistering roasting scoring drubbing slashing scourging excoriating
      1. verb burn slightly and superficially so as to affect color
        Synonyms:
        burning toasting charring blackening searing singeing roasting blistering withering scathing scalding shrivelling parching dry scourging lambasting excoriating
        Antonyms:
        freezing
      1. verb become superficially burned
        Synonyms:
        singeing searing
      1. verb to burn superficially so as to discolor or damage the texture of.
        Synonyms:
        burning

      سوال‌های رایج scorching

      گذشته‌ی ساده scorching چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده scorching در زبان انگلیسی scorched است.

      شکل سوم scorching چی میشه؟

      شکل سوم scorching در زبان انگلیسی scorched است.

      سوم‌شخص مفرد scorching چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد scorching در زبان انگلیسی scorches است.

      صفت تفضیلی scorching چی میشه؟

      صفت تفضیلی scorching در زبان انگلیسی more scorching است.

      صفت عالی scorching چی میشه؟

      صفت عالی scorching در زبان انگلیسی most scorching است.

      ارجاع به لغت scorching

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «scorching» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/scorching

      لغات نزدیک scorching

      • - scorched earth policy
      • - scorcher
      • - scorching
      • - scorching hot
      • - score
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.