فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Flaming

ˈfleɪmɪŋ ˈfleɪmɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    flamed
  • شکل سوم:

    flamed
  • سوم شخص مفرد:

    flames

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective
    شعله‌ور، مشتعل، زبانه‌کش
    • - a flaming fire
    • - آتش پرزبانه
    • - flaming colors
    • - رنگ‌های آتشی
    • - a flaming speech
    • - سخنرانی پرحرارت
    • - a flaming love
    • - عشق آتشین
    • - What a flaming liar!
    • - چه دروغگوی قهاری!
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد flaming

  1. adjective burning
    Synonyms: ablaze, afire, aflame, alight, blazing, brilliant, conflagrant, fiery, flaring, glowing, ignited, in flames, raging, red, red-hot
  2. adjective very angry, vehement
    Synonyms: ardent, aroused, blazing, bright, burning, fervent, frenzied, hot, hot-blooded, impassioned, intense, passionate, raging, red-hot, scintillating, vivid, white-hot
    Antonyms: gleeful, happy, joyful, pleased

ارجاع به لغت flaming

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «flaming» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/flaming

لغات نزدیک flaming

پیشنهاد بهبود معانی