ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Cornered

American: ˈkɔːrnərd British: ˈkɔːnəd
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • سوم شخص مفرد:

    corners
  • وجه وصفی حال:

    cornering

معنی و نمونه‌جمله

  • adjective
    دارای (چند) گوش، گوش، - طرفه، - گوش
    • - a three-cornered hat
    • - کلاه سه‌گوش
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cornered

  1. verb Trap
    Synonyms: trapped, veered, spotted, retreated, recessed, posed, perplexed, nonplussed, edged, confused, bent, angled
    Antonyms: allowed, released
  2. adjective Forced to turn and face attackers
    Synonyms: at-bay, treed, trapped

ارجاع به لغت cornered

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cornered» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/cornered

لغات نزدیک cornered

پیشنهاد بهبود معانی