مورب، زاویهدار، منحنی، گوشهدار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The photographer angled the camera slightly to capture the sunset just right.
عکاس دوربین را کمی زاویهدار کرد تا غروب آفتاب را دقیقاً ثبت کند.
The architect's innovative design incorporated several angled walls to optimize natural light penetration within the building's interior spaces.
طراحی نوآورانهی معمار، چندین دیوار گوشهدار را برای حداکثر استفاده از ورود نور طبیعی در فضاهای داخلی ساختمان در خود جای داده بود.
وجه وصفی حال angled در زبان انگلیسی angling است.
سومشخص مفرد angled در زبان انگلیسی angles است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «angled» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/angled