فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fact

fækt fækt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    facts

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun uncountable A2
    واقعیت، حقیقت، وجود مسلم، راستینه، امر مسلم
    • - Nobody knows how many of his claims are based on fact and how many on fiction.
    • - هیچ‌کس نمی‌داند که چقدر از ادعاهای او برپایه‌ی واقعیت و چه مقدار بر مبنای تخیل است.
    • - an undeniable fact
    • - یک حقیقت انکار‌ناپذیر
    • - the facts of life
    • - حقایق زندگی
    • - in fact, God is the true owner ...
    • - در حقیقت مالک اصلی خداست ...
    • - As a matter of fact, I sent his invitation myself.
    • - واقعیت این است که خودم دعوتش را فرستادم.
    • - a fact-finding mission
    • - گروه راستین‌یابگر (راستین‌یاب)
    مشاهده نمونه‌جمله بیشتر
  • noun countable
    نکته، داده
    • - We must check the accuracy of his facts.
    • - باید صحت داده‌های او را بررسی کنیم.
  • noun plural
    اطلاعات، آگهگان
  • noun
    حقوق عمل (ناشایسته)، جرم، دژکار
    • - before (or after) the fact
    • - پیش از (یا پس از) ارتکاب جرم
    • - an accessory after the fact
    • - معاونت در جرم پس از ارتکاب
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد fact

  1. noun verifiable truth; reality
    Synonyms: actuality, appearance, authenticity, basis, bottom line, brass tacks, case, certainty, certitude, concrete happening, dope, evidence, experience, genuineness, gospel, gospel truth, how it is, intelligence, law, like it is, matter, naked truth, palpability, permanence, scene, scripture, solidity, stability, substantiality, verity, what’s what
    Antonyms: fabrication, lie
  2. noun event; detail of action
    Synonyms: accomplishment, act, action, actuality, adventure, affair, being, case, circumstance, conception, consideration, construction, creation, data, datum, deed, entity, episode, evidence, experience, factor, fait accompli, feature, happening, incident, information, item, manifestation, occurrence, organism, particular, performance, phenomenon, point, proceeding, specific, statistic, transaction, truism
    Antonyms: lie

Collocations

Idioms

لغات هم‌خانواده fact

ارجاع به لغت fact

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fact» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fact

لغات نزدیک fact

پیشنهاد بهبود معانی