آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Insinuating

ˌɪnˈsɪnjueɪtɪŋ ɪnˈsɪnjʊeɪtɪŋ

گذشته‌ی ساده:

insinuated

شکل سوم:

insinuated

سوم‌شخص مفرد:

insinuates

معنی insinuating

adjective

زیرک، حیله‌گر، موذی، ریشخند‌کننده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد insinuating

  1. adjective provoking a change of outlook and especially gradual doubt and suspicion
    Synonyms:
    suggestive insinuative insinuatory
  1. adjective purposefully contrived to gain favor
    Synonyms:
  1. verb to introduce slowly or artfully
    Synonyms:
    injecting infusing introducing infiltrating working edging winding maneuvering worming
    Antonyms:
  1. verb give to understand
    Synonyms:
    suggesting implying indicating hinting introducing inserting intimating infusing implanting penetrating adumbrating
    Antonyms:
    hiding concealing withholding
  1. verb to express or otherwise convey (a thought, for example) in an indirect or insidious way.
    Synonyms:
    suggesting

سوال‌های رایج insinuating

گذشته‌ی ساده insinuating چی میشه؟

گذشته‌ی ساده insinuating در زبان انگلیسی insinuated است.

شکل سوم insinuating چی میشه؟

شکل سوم insinuating در زبان انگلیسی insinuated است.

سوم‌شخص مفرد insinuating چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد insinuating در زبان انگلیسی insinuates است.

ارجاع به لغت insinuating

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «insinuating» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/insinuating

لغات نزدیک insinuating

پیشنهاد بهبود معانی