آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Insinuate

ɪnˈsɪnjueɪt ɪnˈsɪnjueɪt

گذشته‌ی ساده:

insinuated

شکل سوم:

insinuated

سوم‌شخص مفرد:

insinuates

وجه وصفی حال:

insinuating

معنی insinuate | جمله با insinuate

verb - transitive adverb

تلقین کردن، داخل کردن، اشاره کردن، به اشاره فهماندن، به‌طور ضمنی فهماندن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

to insinuate oneself into another's favor

کم‌کم خود را نزد کسی عزیز کردن

He insinuated that I had taken the money.

او کنایه زد که من پول را برداشته‌ام.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

Are you insinuating that I am a thief?

منظورت این است که من دزدم؟

these fears which the enemy propaganda has carefully insinuated

این واهمه‌هایی که تبلیغات دشمن بادقت در دل ما کاشته است

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد insinuate

  1. verb force one’s way into
    Synonyms:
    Antonyms:

سوال‌های رایج insinuate

گذشته‌ی ساده insinuate چی میشه؟

گذشته‌ی ساده insinuate در زبان انگلیسی insinuated است.

شکل سوم insinuate چی میشه؟

شکل سوم insinuate در زبان انگلیسی insinuated است.

وجه وصفی حال insinuate چی میشه؟

وجه وصفی حال insinuate در زبان انگلیسی insinuating است.

سوم‌شخص مفرد insinuate چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد insinuate در زبان انگلیسی insinuates است.

ارجاع به لغت insinuate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «insinuate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/insinuate

لغات نزدیک insinuate

پیشنهاد بهبود معانی