آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Instill

      ˌɪnˈstɪl ɪnˈstɪl

      گذشته‌ی ساده:

      instilled

      شکل سوم:

      instilled

      سوم‌شخص مفرد:

      instills

      وجه وصفی حال:

      instilling

      توضیحات:

      حالت نوشتاری در انگلیسی بریتانیایی instil است.

      معنی instill | جمله با instill

      verb - transitive

      القا کردن، نهادینه کردن (احساس یا ایده یا اصل- به‌تدریج در ذهن کسی به‌طوری که تأثیر زیادی بر طرز فکر یا رفتار آن شخص بگذارد)

      He tried to instill the principles of religion into them.

      او کوشید اصول مذهب را به آن‌ها القا کند.

      instiling a love of learning in children

      نهادینه کردن عشق به یادگیری در کودکان

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The professor tried to instill a sense of responsibility in her students.

      استاد سعی کرد حس مسئولیت‌پذیری را به دانشجویانش القا کند.

      She tried to instil a sense of gratitude in her children.

      سعی کرد حس نمک‌شناسی و قدردانی را به فرزندانش القا کند.

      verb - transitive

      وارد کردن (به‌صورت قطره‌قطره)، چکاندن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      Then instill a few drops of warm olive oil.

      سپس چند قطره روغن زیتون گرم (در آن) بچکانید.

      Instil medication into the infected eye.

      دارو را به‌صورت قطره‌قطره وارد چشم آلوده کنید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد instill

      1. verb implant, introduce
        Synonyms:
        introduce insert inject infuse impart inculcate inspire inseminate impress indoctrinate interject intermix insinuate engraft infix imbue diffuse infiltrate suffuse transfuse force in put in head program propagandize engender disseminate catechize brainwash inoculate
        Antonyms:
        stop halt uproot dislodge

      سوال‌های رایج instill

      گذشته‌ی ساده instill چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده instill در زبان انگلیسی instilled است.

      شکل سوم instill چی میشه؟

      شکل سوم instill در زبان انگلیسی instilled است.

      وجه وصفی حال instill چی میشه؟

      وجه وصفی حال instill در زبان انگلیسی instilling است.

      سوم‌شخص مفرد instill چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد instill در زبان انگلیسی instills است.

      ارجاع به لغت instill

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «instill» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/instill

      لغات نزدیک instill

      • - instigation
      • - instigator
      • - instill
      • - instinct
      • - instinctive
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.