آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ اسفند ۱۴۰۲

      Inoculate

      ɪˈnɑːkjəleɪt ɪˈnɒkjəleɪt

      گذشته‌ی ساده:

      inoculated

      شکل سوم:

      inoculated

      سوم‌شخص مفرد:

      inoculates

      وجه وصفی حال:

      inoculating

      معنی inoculate | جمله با inoculate

      verb - transitive

      پزشکی مایه‌کوبی کردن، تلقیح کردن (دادن شکل ضعیف بیماری به شخص یا حیوان معمولاً از طریق تزریق برای محافظت در برابر آن بیماری)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      We inoculate children against smallpox.

      کودکان را در برابر آبله تلقیح می‌کنیم.

      The doctor will inoculate the child with a weakened form of COVID-19 to protect him from getting sick.

      پزشک کودک را با شکل ضعیف‌شده‌ی کووید مایه‌کوبی می‌کند تا از او در برابر بیمار شدن محافظت کند.

      verb - transitive

      زیست‌شناسی مایه‌زنی کردن (میکرو ارگانیسم را برای منظورهای گوناگون وارد خاک یا کشت میکروبی و غیره کردن)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      They inoculated rats with bacteria.

      موش را با ترکیزه (باکتری) مایه‌زنی کردند.

      The scientists plan to inoculate the mice with a strain of bacteria.

      دانشمندان قصد دارند موش‌ها را با سویه‌ای از باکتری‌ها مایه‌زنی کنند.

      verb - intransitive verb - transitive

      مجازی تزریق کردن، وارد کردن

      Parents who were trying to inoculate their children with their own ideas.

      والدینی که می‌کوشیدند باورهای خود را به بچه‌های خود تزریق کنند.

      The teacher attempted to inoculate a sense of curiosity in her students.

      معلم سعی کرد حس کنجکاوی را به دانش‌آموزانش وارد کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد inoculate

      1. verb immunize
        Synonyms:
        vaccinate protect inject

      سوال‌های رایج inoculate

      گذشته‌ی ساده inoculate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده inoculate در زبان انگلیسی inoculated است.

      شکل سوم inoculate چی میشه؟

      شکل سوم inoculate در زبان انگلیسی inoculated است.

      وجه وصفی حال inoculate چی میشه؟

      وجه وصفی حال inoculate در زبان انگلیسی inoculating است.

      سوم‌شخص مفرد inoculate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد inoculate در زبان انگلیسی inoculates است.

      ارجاع به لغت inoculate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «inoculate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/inoculate

      لغات نزدیک inoculate

      • - inoculable
      • - inoculant
      • - inoculate
      • - inoculation
      • - inoculum
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.