Instigator

ˈɪnstəˌɡetər ˈɪnstɪɡeɪtə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
انگیزنده، مفسد، شرراه‌انداز، انگیزه خواب، پیشینه خواب سابقه خواب

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد instigator

  1. noun troublemaker
    Synonyms:
    nuisance mischief-maker meddler agitator ringleader rabble-rouser inciter provocateur inflamer firebrand hellion punk knave wise guy sparkplug incendiary agent provocateur

ارجاع به لغت instigator

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «instigator» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/instigator

لغات نزدیک instigator

پیشنهاد بهبود معانی