آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Imbue

      ɪmˈbjuː ɪmˈbjuː

      گذشته‌ی ساده:

      imbued

      شکل سوم:

      imbued

      سوم‌شخص مفرد:

      imbues

      وجه وصفی حال:

      imbuing

      معنی imbue | جمله با imbue

      verb - transitive informal

      آغشته کردن، آغشتن، آکندن، اشباع کردن، پر کردن، سرشار کردن

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The mother tried to imbue her children with good values.

      مادر سعی کرد فرزندانش را با ارزش‌های خوب آغشته کند.

      The parents hoped to imbue their children with a strong work ethic and a sense of responsibility.

      والدین امیدوار بودند که فرزندانشان را با اخلاق کاری قوی و احساس مسئولیت آغشته کنند.

      verb - transitive formal

      نفوذ کردن، رخنه کردن، القا کردن، به دل انداختن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The music imbued a sense of nostalgia in me, taking me back to my childhood.

      این موسیقی حس نوستالژی را به دلم انداخت و مرا به دوران کودکی‌ام برد.

      His teachers imbued him with philanthropical thoughts.

      معلم‌هایش اندیشه‌های نوع‌دوستی را به او القا کردند.

      verb - transitive informal

      رنگ‌آکند کردن، از رنگ اشباع کردن، به‌طور عمیق رنگ کردن

      A landscape deeply imbued with shadow.

      منظره‌ای که عمیقاً سایه‌اندازی شده بود.

      She imbued the fabric.

      پارچه را رنگ‌آکند کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد imbue

      1. verb infuse, saturate
        Synonyms:
        saturate permeate pervade suffuse steep invest bathe diffuse impregnate instill ingrain inculcate inoculate infix leaven
        Antonyms:
        drain take out

      سوال‌های رایج imbue

      گذشته‌ی ساده imbue چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده imbue در زبان انگلیسی imbued است.

      شکل سوم imbue چی میشه؟

      شکل سوم imbue در زبان انگلیسی imbued است.

      وجه وصفی حال imbue چی میشه؟

      وجه وصفی حال imbue در زبان انگلیسی imbuing است.

      سوم‌شخص مفرد imbue چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد imbue در زبان انگلیسی imbues است.

      ارجاع به لغت imbue

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «imbue» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/imbue

      لغات نزدیک imbue

      • - imbrue
      • - imbrute
      • - imbue
      • - imburse
      • - IMDb
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.