آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ فروردین ۱۴۰۳

    Saturate

    ˈsætʃərət ˈsætʃəreɪt ˈsætʃəreɪt ˈsætʃəreɪt ˈsætʃərət

    گذشته‌ی ساده:

    saturated

    شکل سوم:

    saturated

    سوم‌شخص مفرد:

    saturates

    وجه وصفی حال:

    saturating

    معنی saturate | جمله با saturate

    verb - transitive

    خیساندن، کاملاً خیس کردن (در آب)، خواباندن (در روغن و غیره)

    My jacket was saturated with water.

    کت من خیس آب شده بود.

    The chef instructed us to saturate the steak.

    سرآشپز به ما دستور داد استیک را بخوابانیم.

    verb - transitive

    پر کردن، اشباع کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    Commercial advertisements have completely saturated the city.

    شهر از آگهی‌های تبلیغاتی کاملاً پر شده است.

    Please don't saturate the market with our product.

    لطفا بازار را از محصول ما اشباع نکنید.

    verb - transitive

    شیمی اشباع کردن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

    مشاهده

    If you plunge a piece of cotton in water, it becomes saturated.

    اگر تکه‌ی پنبه را در آب فروکنی، اشباع می‌شود.

    The chemist saturated the solution with salt.

    شیمی‌دان محلول را با نمک اشباع کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد saturate

    1. verb drench, wet through
      Synonyms:
      soak wash wet douse souse waterlog imbue infuse immerse sop steep suffuse permeate pervade penetrate douche bathe impregnate percolate transfuse overfill sate surfeit satiate
      Antonyms:
      dry dehydrate

    سوال‌های رایج saturate

    گذشته‌ی ساده saturate چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده saturate در زبان انگلیسی saturated است.

    شکل سوم saturate چی میشه؟

    شکل سوم saturate در زبان انگلیسی saturated است.

    وجه وصفی حال saturate چی میشه؟

    وجه وصفی حال saturate در زبان انگلیسی saturating است.

    سوم‌شخص مفرد saturate چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد saturate در زبان انگلیسی saturates است.

    ارجاع به لغت saturate

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «saturate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/saturate

    لغات نزدیک saturate

    • - saturable
    • - saturant
    • - saturate
    • - saturated
    • - saturated fat
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.