آیکن بنر

رایتینگ آیلتس‬‌رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

تصحیح رایتینگ آیلتس‬ با کمک فست‌دیکشنری

تصحیح رایگان
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Immerse

      ɪˈmɜrːs ɪˈmɜːs

      گذشته‌ی ساده:

      immersed

      شکل سوم:

      immersed

      سوم‌شخص مفرد:

      immerses

      وجه وصفی حال:

      immersing

      معنی immerse | جمله با immerse

      verb - transitive

      فرو بردن، زیر آب کردن، پوشاندن، غوطه دادن، غسل ارتماسی دادن (برای تعمید)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      Immerse the cotton in alcohol and then rub it on your finger.

      پنبه را کاملاً در الکل فرو کن؛ سپس آن‌را روی انگشتت بمال.

      Before immersing the baby, test the water's temperature.

      پیش از قرار دادن کودک در آب دمای آن را اندازه بگیر.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Fossils immersed in sandstone.

      سنگواره‌هایی که در ماسه سنگ مدفون هستند.

      The lower end of the cuttings should be immersed in moist sand.

      ته جوانه‌ها را باید در شن نمناک فرو کرد.

      He immerses himself completely in his work.

      او خود را کاملاً غرق در کار می‌کند.

      She was immersed in thought.

      او به فکر فرو رفته بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد immerse

      1. verb submerge in liquid
        Synonyms:
        dip dunk douse soak plunge submerge drench steep saturate sink duck baptize christen merge submerse bathe sprinkle souse slop asperse bury drown
        Antonyms:
        dry retrieve
      1. verb become deeply involved
        Synonyms:
        involve engage occupy interest absorb engross busy take up soak
        Antonyms:
        ignore neglect disinvolve

      سوال‌های رایج immerse

      گذشته‌ی ساده immerse چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده immerse در زبان انگلیسی immersed است.

      شکل سوم immerse چی میشه؟

      شکل سوم immerse در زبان انگلیسی immersed است.

      وجه وصفی حال immerse چی میشه؟

      وجه وصفی حال immerse در زبان انگلیسی immersing است.

      سوم‌شخص مفرد immerse چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد immerse در زبان انگلیسی immerses است.

      ارجاع به لغت immerse

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «immerse» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/immerse

      لغات نزدیک immerse

      • - immerge
      • - immergence
      • - immerse
      • - immersed
      • - immersible
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rate falls sustainable pride of lions pledgee helper isometric process hominize holstein hawthorne effect toxic benefic reality show joy interdental White Russian ناگهان ناگه نگرانی هلیکوپتر خودکار مزدور لیموعمانی پادیاب خویشان روزی روزگاری ژانویه مارس فوریه آوریل ژوئیه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.