آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ بهمن ۱۴۰۴

      Steep

      stiːp stiːp

      مصدر:

      to steep

      گذشته‌ی ساده:

      steeped

      شکل سوم:

      steeped

      سوم‌شخص مفرد:

      steeps

      وجه وصفی حال:

      steeping

      صفت تفضیلی:

      steeper

      صفت عالی:

      steepest

      معنی steep | جمله با steep

      adjective B1

      راهنمایی و رانندگی دارای شیب تند، به شدت شیب‌دار، سراشیب، سرازیر، دارای شیب تیز، دارای زاویه‌ی تند

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی راهنمایی و رانندگی

      مشاهده
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The mountain trail was so steep that we had to climb carefully.

      مسیر کوهستانی آنقدر شیب تند داشت که مجبور بودیم با احتیاط بالا برویم.

      The castle is set on a steep hillside overlooking the valley.

      قلعه روی یک تپه‌ی شیب‌دار مشرف به دره قرار دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a steep road

      جاده‌ی پرشیب

      a steep incline

      شیب تند

      adjective C1

      اقتصاد گزاف، افراط‌آمیز، افزایش یا کاهش سریع و شدید (مثلاً قیمت‌ها)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جواهرات نقره شخصی‌سازی شده

      There has been a steep rise in housing prices over the last year.

      طی سال گذشته افزایش شدیدی در قیمت مسکن رخ داده است.

      The restaurant’s prices are a bit steep, but the food is excellent.

      قیمت‌های رستوران کمی زیاد است، اما غذا عالی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The company faced a steep decline in sales after the product recall.

      شرکت پس از فراخوان محصول با کاهش شدید فروش مواجه شد.

      They complained about the steep membership fees at the gym.

      آن‌ها از هزینه‌های بالای عضویت در باشگاه شکایت کردند.

      steep prices

      قیمت‌های گزاف

      steep demands

      خواسته‌های افراط‌آمیز

      verb - transitive B2

      خیساندن در مایع، اشباع کردن، غرق کردن، فرو کردن، دم کردن

      Leave the tea leaves to steep in hot water for five minutes.

      برگ‌های چای را به مدت پنج دقیقه در آب داغ بخیسانید.

      The fabric was steeped in dye to achieve a vibrant color.

      پارچه در رنگ خیسانده شد تا رنگ زنده‌ای به دست آید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Before cooking, steep the beans for a while.

      پیش از پختن لوبیا را قدری بخیسان.

      The room was steeped in sunshine.

      اتاق غرق در نور آفتاب بود.

      before going to China, he steeped himself in that country's history

      پیش از مسافرت به چین خود را از تاریخ آن کشور اشباع کرد

      steeped coffee

      قهوه‌ی دم‌کرده

      The tea is steeping.

      چای دارد دم می‌کشد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد steep

      1. adjective extreme in direction, course
        Synonyms:
        high sharp elevated lofty precipitous sheer abrupt arduous perpendicular precipitate headlong straight-up raised lifted hilly erect declivitous breakneck prerupt
        Antonyms:
        moderate gentle mild
      1. adjective very expensive
        Synonyms:
        high overpriced unreasonable excessive extreme stiff exorbitant inordinate immoderate undue uncalled-for towering extortionate dizzying unmeasurable
        Antonyms:
        cheap inexpensive moderate
      1. verb let soak
        Synonyms:
        soak drench saturate wet moisten immerse submerge damp bathe waterlog sop souse imbue infuse fill pervade permeate suffuse macerate marinate invest ingrain impregnate
        Antonyms:
        dry dehydrate
      1. adjective so sharply inclined as to be almost perpendicular
        Synonyms:
        abrupt precipitous sheer exorbitant perpendicular bold acclivitous arduous declivitous sloping immoderate extortionate inclined perpendicular: (slang)excessive outrageous unconscionable usurious
        Antonyms:
        moderate gradual inexpensive gentle mild cheap
      1. adjective vastly exceeding a normal limit, as in cost
        Synonyms:
        sky-high stiff stratospheric unconscionable
      1. verb to saturate (something) with a liquid
        Synonyms:
        infuse soak abrupt declivitous elevated extreme immerse headlong imbrue inclined engulf macerate perpendicular plunge precipitous raised sheer engross sloping absorb soak up
        Antonyms:
        dry dehydrate

      Collocations

      steep slope

      شیب تند

      steep learning curve

      روند یادگیری دشوار/ منحنی یادگیری شیب‌دار (کنایه از دشواری یادگیری)

      لغات هم‌خانواده steep

      noun
      steepness
      adjective
      steep
      verb - transitive
      steep, steepen
      adverb
      steeply

      سوال‌های رایج steep

      گذشته‌ی ساده steep چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده steep در زبان انگلیسی steeped است.

      شکل سوم steep چی میشه؟

      شکل سوم steep در زبان انگلیسی steeped است.

      وجه وصفی حال steep چی میشه؟

      وجه وصفی حال steep در زبان انگلیسی steeping است.

      سوم‌شخص مفرد steep چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد steep در زبان انگلیسی steeps است.

      صفت تفضیلی steep چی میشه؟

      صفت تفضیلی steep در زبان انگلیسی steeper است.

      صفت عالی steep چی میشه؟

      صفت عالی steep در زبان انگلیسی steepest است.

      ارجاع به لغت steep

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «steep» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/steep

      لغات نزدیک steep

      • - Steen
      • - steenbok
      • - steep
      • - steep cliff
      • - steep learning curve
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      Thur. interconnect hit the books undo represent eph amyl amp fluor fungus gyro half vulcanian halo hem صمغ گرفتن صیدگاه ظاهرساز خورشید تافت متفق کردن علم مالیه عمل‌گرایی لوز محارب منطقه‌ای موهن دور دورترین زرخیز فجر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.