صفت تفضیلی:
hillierصفت عالی:
hilliestجغرافیا تپهای، کوهستانی، پرتپه، ناهموار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The proposed site for the new agricultural research facility is situated in a hilly region, which presents unique challenges for irrigation and land preparation.
محل پیشنهادی برای تاسیسات جدید تحقیقات کشاورزی در منطقهای تپهای واقع شده است که چالشهای منحصربهفردی را برای آبیاری و آمادهسازی زمین ایجاد میکند.
The urban planning committee is evaluating the environmental impact of constructing new infrastructure projects in the city's increasingly hilly eastern districts.
کمیتهی برنامهریزی شهری درحال ارزیابی تأثیر زیستمحیطی ساخت پروژههای زیرساختی جدید در مناطق شرقی و بهطور فزاینده در مناطق کوهستانی شهر است.
While the city centre offers flat terrain for development, the expanding residential areas often extend into the surrounding hilly outskirts, necessitating specific architectural adaptations.
درحالیکه مرکز شهر زمین مسطحی برای توسعه ارائه میدهد، مناطق مسکونی درحال گسترش اغلب به حومههای ناهموار اطراف کشیده میشوند و نیازمند انطباقات معماری خاصی هستند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «hilly» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hilly