آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

    Elevated

    ˈelɪveɪtɪd ˈelɪveɪtɪd

    سوم‌شخص مفرد:

    elevates

    وجه وصفی حال:

    elevating

    معنی elevated | جمله با elevated

    adjective noun

    بلند، فرازین، بالا، بلند شده، فرازیده، مرتفع، برآمده، بالا آمده

    The house stood on an elevated site.

    خانه در جای بلندی قرار داشت.

    The patient's pulse rate is elevated slightly.

    نبض مریض کمی بالا (یا تند) است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    After the skin becomes elevated and lumpy, pus forms.

    پس از اینکه پوست برآمده و قلنبه‌قلنبه شد چرک تولید می‌شود.

    noun adjective

    پررفعت، جاه‌مند، فرزینه، فرزانه، فرهیخته، متعال، والا

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    elevated thoughts

    اندیشه‌های رفیع

    adjective noun

    مشعوف، دارای شوق و شعف، سرحال

    adjective noun

    بیش از حد معمول

    an elevated temperature

    حرارت بالا

    adjective noun

    رجوع شود به: elevated railway

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد elevated

    1. adjective highly moral or dignified
      Synonyms:
      ethical honorable noble upright virtuous righteous high-minded lofty exalted dignified stately grand sublime eminent high formal superb heavy big-time bright animated elated exhilarated eloquent grandiloquent high-flown inflated upstanding
      Antonyms:
      immoral undignified base lowly
    1. adjective raised up
      Synonyms:
      high tall raised lifted upraised uplifted towering aerial high-rise upheaved uprisen stately
      Antonyms:
      lowered decreased lessened dropped base lowly

    سوال‌های رایج elevated

    وجه وصفی حال elevated چی میشه؟

    وجه وصفی حال elevated در زبان انگلیسی elevating است.

    سوم‌شخص مفرد elevated چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد elevated در زبان انگلیسی elevates است.

    ارجاع به لغت elevated

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «elevated» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/elevated

    لغات نزدیک elevated

    • - elev
    • - elevate
    • - elevated
    • - elevated railroad
    • - elevated railway (or railroad)
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.