آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ مرداد ۱۴۰۵

      Noble

      ˈnoʊbl ˈnəʊbl

      شکل جمع:

      nobles

      صفت تفضیلی:

      more noble

      صفت عالی:

      most noble

      معنی noble | جمله با noble

      adjective C1

      والامنش، شرافتمند، ارجمند، بزرگ‌منش، بزرگوار، برجسته، نامور، شهیر، شهره، نیک‌نام، خوش‌نام

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Her noble character earned her the respect of everyone.

      خصلت والامنش او موجب احترام همه شد.

      a noble leader

      رهبر شهیر

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He received a noble title for his services to the country.

      او به‌خاطر خدماتش به کشور لقبی ارجمند دریافت کرد.

      adjective C1

      اصیل، اشرافی، اشراف‌زاده، بزرگ‌زاده، نجیب‌زاده، پاک‌نژاد، والاگهر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      His father was of a noble line.

      پدرش از خانواده‌ی اشرافی بود.

      He was born into a noble family.

      او در خانواده‌ای اشرافی به دنیا آمد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The coat of arms revealed his noble ancestry.

      نشان خانوادگی، پیشینه‌ی بزرگ‌زاده‌ی او را آشکار کرد.

      adjective B2

      نجیب، خوش‌طینت، شریف، خوش‌ذات، بافضیلت، والا

      a man of noble nature

      مردی دارای طبع والا

      was a noble king.

      پادشاهی نجیب بود.

      noun countable

      اشراف، آدم اشراف‌زاده، آدم اشرافی

      The nobles opposed the new king.

      اشراف با شاه جدید مخالف بودند.

      She was born a noble and raised in luxury.

      او به‌عنوان یک اشراف‌زاده به دنیا آمد و در رفاه بزرگ شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The nobles gathered at the castle for the coronation.

      اشراف برای تاج‌گذاری در قلعه گرد هم آمدند.

      adjective

      اعلا، مجلل، پرجلال، شکوهمند، پرشکوه، باعظمت، معظم

      He inherited a noble mansion.

      او کاخ مجللی را به ارث برد.

      a noble view

      منظر‌ه‌ی پرشکوه

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a noble cathedral

      کلیسای باعظمت

      adjective

      عالی، برتر، خیلی خوب، ناب

      noble wines

      شراب‌های ناب

      noble supper

      شام عالی

      adjective C2

      شیمی نجیب (گازهای گروه آخر جدول تناوبی)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده

      Helium is a noble gas used in balloons.

      هلیوم یک گاز نجیب است که در بادکنک‌ها استفاده می‌شود.

      Noble gases are chemically inert under standard conditions.

      گازهای نجیب در شرایط استاندارد ازنظر شیمیایی واکنش‌پذیر نیستند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Neon lights glow because of the noble gas neon.

      چراغ‌های نئون به‌خاطر گاز نجیب نئون درخشان می‌شوند.

      Radon is a radioactive noble gas that can accumulate in basements.

      رادون یک گاز نجیب رادیواکتیو است که می‌تواند در زیرزمین‌ها تجمع یابد.

      noble gas

      گاز نجیب

      adjective C2

      شیمی نجیب (فلزاتی که در برابر خوردگی و اکسیداسیون در هوای مرطوب مقاوم می‌باشند)

      Gold and platinum are considered noble metals because they resist corrosion in moist air.

      طلا و پلاتین به‌عنوان فلزات نجیب شناخته می‌شوند؛ زیرا در هوای مرطوب در برابر خوردگی مقاوم‌اند.

      Engineers prefer noble metal coatings to protect components from corrosion in harsh conditions.

      مهندسان از پوشش‌های فلز نجیب برای محافظت از قطعات در برابر خوردگی در شرایط سخت استفاده می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Gold is a noble metal.

      طلا یک فلز نجیب است.

      noun countable

      سکه‌ی نوبل (سکه‌ی طلای انگلیس)

      The noble was minted during the reign of Henry VIII.

      سکه‌ی نوبل در زمان حکومت هنری هشتم ضرب شد.

      She found an old noble buried in the garden.

      او یک سکه‌ی نوبل قدیمی را که در باغ دفن شده بود، پیدا کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He kept a noble in his pocket as a lucky charm.

      او یک سکه‌ی نوبل را به‌عنوان طلسم شانس در جیبش نگه می‌داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد noble

      1. adjective aristocratic
        Synonyms:
        titled wellborn highborn patrician gentle kingly queenly imperial genteel
        Antonyms:
        lowly ignoble unsophisticated servile unaristocratic
      1. adjective dignified, excellent
        Synonyms:
        great grand generous magnificent splendid eminent distinguished impressive remarkable extraordinary worthy reputable excellent benevolent beneficent charitable liberal humane refined cultivated upright virtuous tolerant sympathetic imposing stately august benign big bounteous brilliant courtly elevated first-rate gracious great-hearted high-minded honorable lofty magnanimous meritorious preeminent sublime supreme
        Antonyms:
        undignified ignoble unrefined unsophisticated
      1. noun member of royal or important family
        Synonyms:
        royalty aristocrat lord lady prince princess duke duchess peer emperor empress count countess gentleman gentlewoman blue blood patrician archduke archduchess silk stocking genteel

      Collocations

      of noble birth

      نجیب‌زاده، از خانواده‌ی اشرافی

      سوال‌های رایج noble

      شکل جمع noble چی میشه؟

      شکل جمع noble در زبان انگلیسی nobles است.

      صفت تفضیلی noble چی میشه؟

      صفت تفضیلی noble در زبان انگلیسی more noble است.

      صفت عالی noble چی میشه؟

      صفت عالی noble در زبان انگلیسی most noble است.

      ارجاع به لغت noble

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «noble» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/noble

      لغات نزدیک noble

      • - nobelium
      • - nobility
      • - noble
      • - noble fir
      • - nobleman
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ml mm molly Monday monte carlo method multi- my stomach churns nefertiti neutron number old-time order a takeaway otherwise pak choi physical therapy people's republic of china نفر اول نفیس نقره ای هواپز موکول کردن من‌درآوردی منابع ممکن بودن معاینه کردن مسدود کردن مستبد مزایا مرمت متقاضی ماچا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.