آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ مرداد ۱۴۰۵

      Benevolent

      bəˈnevələnt bəˈnevələnt

      صفت تفضیلی:

      more benevolent

      صفت عالی:

      most benevolent

      معنی benevolent | جمله با benevolent

      adjective B2

      کریم، نیکوکار، کمک‌رسان، خیرخواه، نیک‌خواه، خیراندیش، مهربان

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The benevolent ruler reduced taxes to help the poor.

      حاکم خیرخواه مالیات‌ها را برای کمک به فقرا کاهش داد.

      They set up a benevolent foundation to support education in rural areas.

      آن‌ها یک بنیاد کمک‌رسان برای حمایت از آموزش در مناطق روستایی راه‌اندازی کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Some believe Ataturk was a benevolent dictator.

      برخی معتقدند آتاتورک دیکتاتور خیراندیشی بود.

      a benevolent grandmother

      مادربزرگ مهربان

      adjective C1

      خیریه، نیکوکاری

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      She works for a benevolent organization that supports refugees.

      او برای سازمان خیریه‌ای کار می‌کند که از پناهندگان حمایت می‌کند.

      They established a benevolent fund to help families in need.

      آن‌ها یک صندوق نیکوکاری تأسیس کردند تا به خانواده‌های نیازمند کمک کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a benevolent institution

      مؤسسه‌ی خیریه (نیکوکاری)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد benevolent

      1. adjective charitable, kind
        Synonyms:
        kind caring helpful generous compassionate big-hearted kindhearted warmhearted humane considerate big bounteous bountiful liberal philanthropic altruistic tenderhearted well-disposed magnanimous humanitarian beneficent chivalrous all heart
        Antonyms:
        selfish mean unkind greedy spiteful malevolent

      سوال‌های رایج benevolent

      صفت تفضیلی benevolent چی میشه؟

      صفت تفضیلی benevolent در زبان انگلیسی more benevolent است.

      صفت عالی benevolent چی میشه؟

      صفت عالی benevolent در زبان انگلیسی most benevolent است.

      ارجاع به لغت benevolent

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «benevolent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/benevolent

      لغات نزدیک benevolent

      • - benét
      • - benevolence
      • - benevolent
      • - bengal
      • - bengal light
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.