صفت تفضیلی:
more benevolentصفت عالی:
most benevolentکریم، نیکوکار، کمکرسان، خیرخواه، نیکخواه، خیراندیش، مهربان
The benevolent ruler reduced taxes to help the poor.
حاکم خیرخواه مالیاتها را برای کمک به فقرا کاهش داد.
They set up a benevolent foundation to support education in rural areas.
آنها یک بنیاد کمکرسان برای حمایت از آموزش در مناطق روستایی راهاندازی کردند.
Some believe Ataturk was a benevolent dictator.
برخی معتقدند آتاتورک دیکتاتور خیراندیشی بود.
a benevolent grandmother
مادربزرگ مهربان
خیریه، نیکوکاری
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She works for a benevolent organization that supports refugees.
او برای سازمان خیریهای کار میکند که از پناهندگان حمایت میکند.
They established a benevolent fund to help families in need.
آنها یک صندوق نیکوکاری تأسیس کردند تا به خانوادههای نیازمند کمک کنند.
a benevolent institution
مؤسسهی خیریه (نیکوکاری)
صفت تفضیلی benevolent در زبان انگلیسی more benevolent است.
صفت عالی benevolent در زبان انگلیسی most benevolent است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «benevolent» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/benevolent