assistance, help, aid, succour, relief, reinforcement, subvention, backing, outreach, relay
assistance
help
aid
succour
relief
reinforcement
subvention
backing
outreach
relay
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
امداد به زلزلهزدگان
earthquake relief
وقتی ماشین در بزرگراه خراب شد، درخواست امداد کردیم.
We called for assistance when the car broke down on the highway.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «امداد» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/امداد