آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۴

      کمک به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / komak /

      help, aid, relief, assistance, auxiliary, contribution, mate, succor, succour, relief, agency, backing, lift, helpfulness, boost, aegis, sustenance, assist, backup, support, favour, favor, accommodation, crutch, cooperation, instrumentality, grant, handout

      help

      aid

      relief

      assistance

      auxiliary

      contribution

      mate

      succor

      succour

      relief

      agency

      backing

      lift

      helpfulness

      boost

      aegis

      sustenance

      assist

      backup

      support

      favour

      favor

      accommodation

      crutch

      cooperation

      instrumentality

      grant

      handout

      حمایت، یاری
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      مهری دست تنهاست و به کمک نیاز دارد.

      Mehri is single-handed and needs help.

      داده‌های وابسته به کمک دولت فدرال

      data pertinent to federal aid

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      کار او از کمک گذشته است.

      He is beyond help.

      رسیدن کمک، روحیه‌ی آن‌ها را قوی کرد.

      The arrival of help boosted their morale.

      اسم
      فونتیک فارسی / komak /

      assistant, help, helper, adjutant, acolyte, coadjutor, ancillary, prop, booster, adjunct, helping hand, hand

      assistant

      help

      helper

      adjutant

      acolyte

      coadjutor

      ancillary

      prop

      booster

      adjunct

      helping hand

      hand

      دستیار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      کمک معلم

      a teacher's adjunct

      این کارگر به دو کمک نیاز دارد.

      This worker needs two more helpers.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      کمک داروساز

      assistant pharmacist

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / komak- /

      a combining form (meaning: assistant, help, aid)

      a combining form

      دستیار

      کمک‌فنر

      shock absorber

      کمک‌خرج

      allowance

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد کمک

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      استعانت اعانت امداد حامی دستگیری عون مدد مساعدت مظاهرت معاضد معاضدت معاون معین مواسات هم‌دستی همراهی یار یاری یاور یاوری

      سوال‌های رایج کمک

      کمک به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «کمک» در زبان انگلیسی به help ترجمه می‌شود.

      «کمک» یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم انسانی‌ست؛ عملی که از دل همدلی و احساس مسئولیت نسبت به دیگری سرچشمه می‌گیرد. کمک می‌تواند شکل‌های مختلفی به خود بگیرد: از یاری دادن به یک دوست در زمان سختی، تا رساندن غذا به یک فرد گرسنه، یا حتی لبخندی ساده که باری از دوش کسی برمی‌دارد. در واقع، کمک بیش از آن‌که عملی بیرونی باشد، انعکاسی از قلب و ذهن مهربان انسان است که می‌خواهد تفاوتی مثبت در جهان ایجاد کند.

      از دیدگاه روان‌شناسی، کمک کردن نه‌تنها به نفع دریافت‌کننده، بلکه به رشد عاطفی و روانی خودِ کمک‌کننده نیز منجر می‌شود. احساس مفید بودن، افزایش اعتمادبه‌نفس، و تجربه‌ی حس معنا، از جمله اثرات مثبت این عمل هستند. در واقع، کمک کردن پیوندی ناپیدا بین انسان‌ها ایجاد می‌کند؛ نوعی اتصال که ورای زبان، فرهنگ یا سن‌وسال معنا پیدا می‌کند و انسان‌ها را به‌عنوان موجوداتی اجتماعی، به یکدیگر نزدیک‌تر می‌سازد.

      کمک در فرهنگ‌ها و مذاهب مختلف نیز جایگاه خاصی دارد. در بسیاری از آیین‌ها، یاری رساندن به دیگران نوعی وظیفه‌ی اخلاقی محسوب می‌شود؛ عملی که حتی پاداش معنوی یا الهی برای آن در نظر گرفته شده است. از زکات در اسلام تا صدقه در مسیحیت و کارما در آیین‌های شرقی، همه بر اهمیت کمک به دیگران تأکید دارند. به بیان دیگر، کمک عملی جهانی‌ست که در قلب تمدن‌ها جای دارد.

      دنیای بدون کمک، دنیایی سرد و گسسته خواهد بود. انسان‌ها با کمک کردن به هم، نه‌تنها رنج‌ها را کاهش می‌دهند، بلکه امید را زنده نگه می‌دارند. شاید کمک همیشه پاسخی سریع نداشته باشد، اما اثری عمیق و پایدار بر روح انسان‌ها و کیفیت زندگی در این جهان می‌گذارد.

      ارجاع به لغت کمک

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «کمک» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/کمک

      لغات نزدیک کمک

      • - کمری
      • - کمست
      • - کمک
      • - کمک‌آشپز
      • - کمک پرستار
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hr clanker Gen Z stare kiss cam overtourism tariff allyship turnip pumpkin squash artichoke okra chard watercress arugula غفران مصاحبت میدان دید مالش دادن میز تنظیم متر مجسمه‌ساز ماهیچه‌ی گوساله معاون جرم موج‌سواری کردن مدیریت بحران مرگ موش مدرن مرا مرغ سوخاری
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.