آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴

    یار به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / yaar /

    lover, mistress, sweetheart, beau, paramour, swain, wooer, suitor, amorist, ladylove

    lover

    mistress

    sweetheart

    beau

    paramour

    swain

    wooer

    suitor

    amorist

    ladylove

    معشوق، محبوب

    یار خواننده او را ترک کرد

    the singer's lover left him

    مجنون در فراق یار ناله می‌کرد

    Majnoon was bemoaning the absence of his sweetheart

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    یار بی‌وفا

    a inconstant lover

    اسم
    فونتیک فارسی / yaar /

    friend, pal, companion, chum, crony

    friend

    pal

    companion

    chum

    crony

    دوست، رفیق، همدم، همراه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    او یار من است

    He is a pal of mine

    سگ یاری باوفا است

    A dog is a faithful companion

    اسم
    فونتیک فارسی / yaar /

    follower, supporter, adherent, votary, , advocate, disciple, apologist

    follower

    supporter

    adherent

    votary

    advocate

    disciple

    apologist

    پیرو، مرید

    او رهبر است نه یار

    She is a leader, not a follower

    یار باوفا

    loyal follower

    اسم
    فونتیک فارسی / yaar /

    teammate, playmate

    teammate

    playmate

    هم‌تیمی، همبازی

    یارگیری

    playmate choosing

    یارگیری کردن

    to select teammates

    عامیانه sidekick, cobber

    sidekick

    cobber

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد یار

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    جانانه جانان دلبر دلداده دلدار محبوبه محبوب معشوق نگار ول
    متضاد:
    اغیار دشمن
    مترادف:
    حبیب خلیل دوست رفیق صدیق محب
    مترادف:
    صحابه مصاحب معاشر همدم همراه هم‌صحبت همنشین
    مترادف:
    پشتیبان حامی دستگیر دستیار دوستدار طرفدار کمک مددکار معاضد معاون معین ناصر نصیر یاور
    مترادف:
    هم‌بازی هم‌تیمی

    سوال‌های رایج یار

    یار به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «یار» در زبان انگلیسی بسته به معنا و زمینه‌ی استفاده می‌تواند به چند صورت ترجمه شود. معادل‌های رایج آن شامل companion، partner، friend، یا در زمینه‌های عاطفی‌تر lover یا beloved هستند.

    «یار» واژه‌ای است که در فارسی می‌تواند هم معنای عاطفی داشته باشد و هم معنای همراهی و دوستی. در ساده‌ترین تعریف، یار کسی است که با او احساس نزدیکی، همراهی یا وابستگی می‌کنیم. این وابستگی می‌تواند از نوع عاطفی، عاشقانه، دوستی یا حتی هم‌فکری باشد.

    در روابط عاشقانه، یار به کسی گفته می‌شود که شخص به او دلبسته است، کسی که حضورش آرامش‌بخش است و نبودش حس دلتنگی به‌وجود می‌آورد. در این معنا، یار معمولاً نقشی پررنگ در زندگی عاطفی فرد دارد و بودن با او حس امنیت و عشق را منتقل می‌کند.

    اما «یار» می‌تواند در معنای غیررمانتیک هم به کار برود، مثلاً برای کسی که در کار یا مسیر زندگی با ما همراه است. در این موارد، یار می‌تواند دوست، هم‌راه، هم‌فکر یا حتی هم‌سنگر باشد. مهم‌ترین ویژگی یار، حس نزدیکی، اعتماد و درک متقابل است. در واقع، یار کسی است که در شادی‌ها شریک است و در سختی‌ها پشت‌گرمی.

    ارجاع به لغت یار

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «یار» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/یار

    لغات نزدیک یار

    • - یادیار
    • - یادیارانه
    • - یار
    • - یار جانی
    • - یار در مسابقه
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.