آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۴

      همراه به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / hamraah /

      fellow traveler, companion, companion of the road, fellow wayfarer, fellow passenger

      fellow traveler

      companion

      companion of the road

      fellow wayfarer

      fellow passenger

      همسفر

      همراه شدن

      to travel with

      الهه و دو نفر از همراهانش در همدان توقف کردند

      Elahe and two of his fellow travelers stopped in Hamedan

      اسم
      فونتیک فارسی / hamraah /

      something that comes together with something else, accompaniment

      something that comes together with something else

      accompaniment

      چیزی که با چیز دیگری باشد

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      آواز به همراه پیانو

      the piano accompaniment to a song

      او برادرش را همراه خود آورد.

      He brought his brother along.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد همراه

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      دوست رفیق موتلف متحد متفق ملازم ندیم ندیمه همقدم همگام یار
      مترادف:
      پابه‌پا

      سوال‌های رایج همراه

      همراه به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «همراه» در زبان انگلیسی به companion یا partner ترجمه می‌شود.

      همراه به کسی گفته می‌شود که در کنار فرد دیگری حضور دارد، چه در مسیر زندگی، چه در یک موقعیت خاص یا حتی در لحظات گذرا. همراه بودن به معنای همراهی کردن، پشتیبانی کردن و همگام شدن با دیگری است؛ کسی که در کنار ماست و در شادی‌ها و سختی‌ها با ما شریک می‌شود. این مفهوم می‌تواند در روابط دوستانه، خانوادگی، کاری و عاشقانه به کار رود و اهمیت آن در ایجاد حس تعلق، امنیت و همدلی بسیار بالاست.

      در واقع، همراهی فراتر از صرف حضور فیزیکی است و شامل همراهی ذهنی، عاطفی و گاهی معنوی نیز می‌شود. یک همراه واقعی کسی است که گوش می‌دهد، می‌فهمد و در مسیر رشد و پیشرفت ما نقش حمایتی ایفا می‌کند. وجود چنین فردی می‌تواند به کاهش استرس و اضطراب کمک کند و احساس تنهایی را از میان ببرد. بسیاری از روانشناسان و جامعه‌شناسان بر این باورند که داشتن یک همراه خوب یکی از کلیدهای سلامت روان و موفقیت در زندگی است.

      همراه می‌تواند در شکل‌ها و ابعاد مختلفی ظاهر شود؛ از یک دوست صمیمی گرفته تا یک شریک زندگی، از همکار حمایتگر گرفته تا عضوی از خانواده که همیشه کنار ماست. این رابطه معمولاً مبتنی بر احترام متقابل، اعتماد و وفاداری است و باعث می‌شود که افراد احساس ارزشمندی و امید بیشتری داشته باشند. همراه بودن یعنی قرار گرفتن در کنار دیگری و درک نیازها و احساسات او به شکلی که او را در مسیر زندگی یاری کند.

      همراهی حتی در لحظات ساده و روزمره نیز اهمیت دارد؛ مثلاً در سفر، گفتگو، ورزش یا کارهای روزانه، حضور یک همراه می‌تواند کیفیت تجربه را به طور چشمگیری افزایش دهد. در نهایت، همراه بودن یعنی پیوندی که زندگی را پرمعنا می‌کند و باعث می‌شود که مسیرهای دشوار با دلگرمی و همدلی طی شوند، گویی هیچ‌گاه تنها نیستیم و همیشه کسی هست که کنارمان ایستاده است.

      ارجاع به لغت همراه

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «همراه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/همراه

      لغات نزدیک همراه

      • - همراستا از نظر زمان
      • - همراستا از نظر فضا
      • - همراه
      • - همراه آوردن
      • - همراه با
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.