آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Rugged

ˈrʌɡɪd ˈrʌɡɪd

سوم‌شخص مفرد:

rugs

وجه وصفی حال:

rugging

معنی rugged | جمله با rugged

adjective

ناهموار، زمخت، نیرومند، تنومند، بی‌تمدن، سخت، شدید

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

rugged ground

زمین ناهموار

a rugged coast

ساحل پر صخره

نمونه‌جمله‌های بیشتر

His rugged countenance inspired confidence in us.

چهره‌ی پرچروک و مصمم او به ما قوت قلب می‌داد.

rugged weather

هوای توفانی

rugged tones

آواهای ناهنجار

rugged manners

رفتار خشن

a rugged test

آزمایش مهارت و طاقت

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rugged

  1. adjective bumpy, weathered
    Antonyms:
  1. adjective uncouth, crude
  1. adjective difficult, rigorous
    Antonyms:

Collocations

rugged individualism

تک‌روی حاکی از نیرومندی و طاقت

سوال‌های رایج rugged

وجه وصفی حال rugged چی میشه؟

وجه وصفی حال rugged در زبان انگلیسی rugging است.

سوم‌شخص مفرد rugged چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد rugged در زبان انگلیسی rugs است.

ارجاع به لغت rugged

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «rugged» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/rugged

لغات نزدیک rugged

پیشنهاد بهبود معانی