Courteous

ˈkɜrːt̬iəs ˈkɜːtiəs
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

adjective C2
باادب، مؤدب، فروتن، مؤدبانه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
- The hotel employees were very courteous.
- کارکنان هتل خیلی مؤدب بودند.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد courteous

  1. adjective gentle, mannerly
    Synonyms:
    polite respectful well-mannered civil considerate attentive thoughtful refined gracious affable elegant cultivated well-behaved genteel complaisant well-bred soft-spoken polished urbane debonair suave courtly gallant ceremonious civilized well-spoken
    Antonyms:
    impolite rude discourteous uncivil bad-mannered unmannerly uncourteous unrefined

ارجاع به لغت courteous

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «courteous» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/courteous

لغات نزدیک courteous

پیشنهاد بهبود معانی