آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ تیر ۱۴۰۵

      Genteel

      dʒenˈtiːl dʒenˈtiːl

      صفت تفضیلی:

      more genteel

      صفت عالی:

      most genteel

      معنی genteel | جمله با genteel

      adjective

      قدیمی اشرافی، اصیل، آقا‌منش، اصیل، نجیب

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      She preferred genteel pursuits like tea parties and classical music.

      او سرگرمی‌های اشرافی مانند مهمانی چای و موسیقی کلاسیک را ترجیح می‌داد.

      He spoke in a genteel tone, never raising his voice.

      او با لحنی نجیب صحبت کرد و هرگز صدایش را بلند نکرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The restaurant cultivated a genteel atmosphere for its guests.

      رستوران فضایی اشرافی برای مهمانان خود فراهم کرده بود.

      adjective C1

      ‫مؤدب، محترم، باوقار‬، باکلاس، باشخصیت، متشخص

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      She chose a genteel gown for the formal reception.

      برای پذیرایی رسمی، او پیراهن باوقاری را انتخاب کرد.

      Despite his wealth, he remained genteel and humble.

      باوجود ثروتش، او همچنان باشخصیت و فروتن باقی ماند.

      adjective B2

      آرام، ملایم

      The garden had a genteel hush in the early morning.

      باغ در صبح زود حالتی آرام داشت.

      Even in disagreement he maintained a genteel, composed demeanor.

      حتی در اختلاف‌نظر، او برخورد آرامی داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد genteel

      1. adjective typical of a high social class
        Synonyms:
        noble
      1. adjective polite
        Synonyms:
        courteous polite mannerly civil well-bred well-behaved well-mannered
      1. adjective elegant
        Synonyms:
        cultured polished refined cultivated prim polite bluenosed old-maidish precise courteous priggish prissy elegant civilized proper formal prudish graceful puritanical mannerly civilised nice strait-laced well-bred stuffy Victorian stylish urbane
      1. adjective refined, but mannered and pompous
        Synonyms:
        affected pretentious formal prim mannered mincing artificial hollow conventional imitative la-di-da
        Antonyms:
        honest uncouth unsophisticated genuine uncultured unrefined rough callous cultured rude rugged boorish

      سوال‌های رایج genteel

      صفت تفضیلی genteel چی میشه؟

      صفت تفضیلی genteel در زبان انگلیسی more genteel است.

      صفت عالی genteel چی میشه؟

      صفت عالی genteel در زبان انگلیسی most genteel است.

      ارجاع به لغت genteel

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «genteel» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/genteel

      لغات نزدیک genteel

      • - gent
      • - gentamicin
      • - genteel
      • - gentian
      • - gentian violet
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      relay dubbed dub everyone condenser urgent suffer vigor trade off keyboard trade-off Blanc beurre blanc verisimilitude toolhouse درمانده دشوار دفاع دفتر برنامه‌ریزی دندانسازی دوره دوسال قبل دوساله دولت دو استقامت دیر به دیر دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه راحتی راستا راز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.