آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ مرداد ۱۴۰۵

      Prim

      prɪm prɪm

      گذشته‌ی ساده:

      primmed

      شکل سوم:

      primmed

      سوم‌شخص مفرد:

      prims

      وجه وصفی حال:

      primming

      صفت تفضیلی:

      primmer

      صفت عالی:

      primmest

      معنی prim | جمله با prim

      adjective C2

      خشک، رسمی، موقر، جدی، سرسنگین، مبادی آداب، مؤدب

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Her prim manner made others feel uncomfortable.

      رفتار خشک او باعث شد تا دیگران احساس ناخوشایندی کنند.

      Despite the joke, he kept a prim expression on his face.

      باوجود شوخی، او چهره‌ی جدی‌اش را حفظ کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      His prim habits sometimes came across as overly strict.

      عادات مبادی آداب او گاهی بیش از حد سختگیرانه به نظر می‌رسید.

      Her prim replies hinted at disapproval.

      پاسخ‌های خشک او نشانگر ناخشنودی بود.

      adjective C1

      ‫مرتب، منظم‬، تروتمیز، آراسته، پاکیزه، نظیف، شسته‌رفته

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      She kept her room prim and clean at all times.

      او همیشه اتاقش را منظم‬ و تمیز نگه می‌داشت.

      She looked prim in her neat skirt and buttoned blouse.

      او در دامن مرتب و بلوز دکمه‌دار بسیار آراسته به نظر می‌رسید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The prim little garden was carefully weeded and swept.

      باغچه‌ی کوچک تروتمیز با دقت علف‌هرزگیری و جارو شده بود.

      She spoke in a prim tone that put everyone on edge.

      او با لحنی رسمی و خشک صحبت کرد که همه را عصبی کرد.

      verb - transitive

      رسمی و خشک بودن، خود را گرفتن

      He always prims up at family gatherings.

      او همیشه در جمع خانواده خودش را می‌گیرد.

      She prims her voice to sound more proper.

      او صدایش را رسمی و خشک می‌کند تا مودب‌تر به نظر برسد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      As soon as she saw me she primmed.

      تا مرا دید خودش را گرفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد prim

      1. adjective particular, fussy
        Synonyms:
        tidy cleanly good nice correct precise orderly proper formal conventional fastidious choosy fussy spruce dapper stiff rigid upright genteel polite demure decorous prissy prudish priggish strait-laced puritanical ceremonial ceremonious well-groomed uncluttered shipshape spic-and-span nitpicking wooden Victorian stuffy straight overmodest stickling blue-nose goody-goody
        Antonyms:
        informal rumpled

      سوال‌های رایج prim

      گذشته‌ی ساده prim چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده prim در زبان انگلیسی primmed است.

      شکل سوم prim چی میشه؟

      شکل سوم prim در زبان انگلیسی primmed است.

      وجه وصفی حال prim چی میشه؟

      وجه وصفی حال prim در زبان انگلیسی primming است.

      سوم‌شخص مفرد prim چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد prim در زبان انگلیسی prims است.

      صفت تفضیلی prim چی میشه؟

      صفت تفضیلی prim در زبان انگلیسی primmer است.

      صفت عالی prim چی میشه؟

      صفت عالی prim در زبان انگلیسی primmest است.

      ارجاع به لغت prim

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «prim» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/prim

      لغات نزدیک prim

      • - priggism
      • - prill
      • - prim
      • - prim and proper
      • - prima ballerina
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ml mm molly Monday monte carlo method multi- my stomach churns nefertiti neutron number old-time order a takeaway otherwise pak choi physical therapy people's republic of china نفر اول نفیس نقره ای هواپز موکول کردن من‌درآوردی منابع ممکن بودن معاینه کردن مسدود کردن مستبد مزایا مرمت متقاضی ماچا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.