گذشتهی ساده:
primmedشکل سوم:
primmedسومشخص مفرد:
primsوجه وصفی حال:
primmingصفت تفضیلی:
primmerصفت عالی:
primmestخشک، رسمی، موقر، جدی، سرسنگین، مبادی آداب، مؤدب
Her prim manner made others feel uncomfortable.
رفتار خشک او باعث شد تا دیگران احساس ناخوشایندی کنند.
Despite the joke, he kept a prim expression on his face.
باوجود شوخی، او چهرهی جدیاش را حفظ کرد.
His prim habits sometimes came across as overly strict.
عادات مبادی آداب او گاهی بیش از حد سختگیرانه به نظر میرسید.
Her prim replies hinted at disapproval.
پاسخهای خشک او نشانگر ناخشنودی بود.
مرتب، منظم، تروتمیز، آراسته، پاکیزه، نظیف، شستهرفته
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She kept her room prim and clean at all times.
او همیشه اتاقش را منظم و تمیز نگه میداشت.
She looked prim in her neat skirt and buttoned blouse.
او در دامن مرتب و بلوز دکمهدار بسیار آراسته به نظر میرسید.
The prim little garden was carefully weeded and swept.
باغچهی کوچک تروتمیز با دقت علفهرزگیری و جارو شده بود.
She spoke in a prim tone that put everyone on edge.
او با لحنی رسمی و خشک صحبت کرد که همه را عصبی کرد.
رسمی و خشک بودن، خود را گرفتن
He always prims up at family gatherings.
او همیشه در جمع خانواده خودش را میگیرد.
She prims her voice to sound more proper.
او صدایش را رسمی و خشک میکند تا مودبتر به نظر برسد.
As soon as she saw me she primmed.
تا مرا دید خودش را گرفت.
گذشتهی ساده prim در زبان انگلیسی primmed است.
شکل سوم prim در زبان انگلیسی primmed است.
وجه وصفی حال prim در زبان انگلیسی primming است.
سومشخص مفرد prim در زبان انگلیسی prims است.
صفت تفضیلی prim در زبان انگلیسی primmer است.
صفت عالی prim در زبان انگلیسی primmest است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «prim» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/prim