آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ آذر ۱۴۰۳

      Tidy

      ˈtaɪdi ˈtaɪdi

      گذشته‌ی ساده:

      tidied

      شکل سوم:

      tidied

      سوم‌شخص مفرد:

      tidies

      وجه وصفی حال:

      tidying

      صفت تفضیلی:

      tidier

      صفت عالی:

      tidiest

      معنی tidy | جمله با tidy

      adjective A2

      انگلیسی بریتانیایی منظم، مرتب، پاکیزه، تمیز، آراسته، شسته‌رفته

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      a tidy table

      میز منظم

      a tidy housewife

      کدبانوی آراسته

      adjective informal

      (مبلغ، پول یا سرمایه) زیاد، بزرگ

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      She received a tidy sum of money for her hard work.

      او برای کار سختش، مبلغی بزرگ دریافت کرد.

      He made a tidy profit by investing in the stock market.

      او با سرمایه‌گذاری زیاد در بورس، به سود خوبی دست یافت.

      noun countable

      استند، جعبه (برای مرتب نگه‌داشتن وسایل)

      tidy, استند، جعبه (برای مرتب نگه‌داشتن وسایل)

      I always keep a tidy on my desk to hold my paper clips.

      همیشه روی میزم یک استند دارم تا گیره‌های کاغذم را نگه دارم.

      Can you hand me the tidy so I can put my loose change in it?

      آیا می‌توانی آن جعبه را به من بدهی تا بتوانم پول خردم را در آن قرار دهم؟

      verb - intransitive verb - transitive A2

      منظم کردن، آراستن، مرتب کردن، سامان دادن، انتظام دادن

      She made her bed and tidied her room.

      رختخوابش را مرتب کرد و اطاقش را سامان داد.

      When the guests went, she tidied away the dishes.

      وقتی که مهمان‌ها رفتند، تمام ظرف‌ها را مرتب کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This box is good for tidying toys away.

      این جعبه برای منظم کردن اسباب‌بازی‌ها به‌درد می‌خورد.

      I dusted and Julie tidied up the room.

      من گردگیری کردم و جولی اتاق را مرتب کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tidy

      1. adjective considerable
        Synonyms:
        large good substantial ample sizable handsome fair respectable healthy goodly largish vast generous
        Antonyms:
        small little inconsiderable unsubstantial inconsequential
      1. verb make neat and orderly
        Synonyms:
        clean order straighten neaten fix up groom spruce straighten up put in order shape up put in shape clear the decks pull together put in good shape spruce up get act together police whip into shape tauten frame put to rights
        Antonyms:
        dirty disorder disorganize dishevel jumble litter

      Phrasal verbs

      tidy something away

      (انگلیس - عامیانه) کنار گذاشتن، انبار کردن، سر جای خود گذاشتن

      سوال‌های رایج tidy

      گذشته‌ی ساده tidy چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده tidy در زبان انگلیسی tidied است.

      شکل سوم tidy چی میشه؟

      شکل سوم tidy در زبان انگلیسی tidied است.

      وجه وصفی حال tidy چی میشه؟

      وجه وصفی حال tidy در زبان انگلیسی tidying است.

      سوم‌شخص مفرد tidy چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد tidy در زبان انگلیسی tidies است.

      صفت تفضیلی tidy چی میشه؟

      صفت تفضیلی tidy در زبان انگلیسی tidier است.

      صفت عالی tidy چی میشه؟

      صفت عالی tidy در زبان انگلیسی tidiest است.

      ارجاع به لغت tidy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «tidy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/tidy

      لغات نزدیک tidy

      • - tidily
      • - tidings
      • - tidy
      • - tidy something away
      • - tidy-up
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.