Pull Together

ˈpʊltəˈɡeðər pʊltəˈɡeðə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    pulled together
  • شکل سوم:

    pulled together
  • سوم‌شخص مفرد:

    pulls together
  • وجه وصفی حال:

    pulling together

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

phrasal verb
همکاری کردن، گروهی کار کردن، گروهی تلاش کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
- If we pull together, we can finish this project on time.
- اگر با هم تلاش کنیم، می‌توانیم این پروژه را به‌موقع تمام کنیم.
- Let's pull together and support each other during this difficult period.
- بیایید همکاری کنیم و در این دوره‌ی سخت از یکدیگر حمایت کنیم.
phrasal verb
جمع کردن، جمع‌آوری کردن، گردآوری کردن، دست‌وپا کردن (پول، اطلاعات و... به‌سختی)
- Can we pull together enough volunteers for the event?
- آیا می‌توانیم داوطلب کافی برای این رویداد جمع کنیم؟
- It was difficult, but they managed to pull together a decent meal with what they had.
- سخت بود، اما آن‌ها توانستند با آنچه داشتند، وعده‌ی غذایی مناسبی دست‌وپا کنند.
- We're trying to pull together the data for the final report.
- ما در تلاشیم تا داده‌ها را برای گزارش نهایی گردآوری کنیم.
phrasal verb
جمع‌وجور کردن، کنترل کردن، مسلط شدن (به احساسات)
- He was very upset after the accident, but he managed to pull himself together.
- او بعداز تصادف خیلی ناراحت بود، اما توانست خودش را جمع‌وجور کند.
- You need to pull yourself together and focus on your work.
- باید خودت را کنترل کنی و روی کارت تمرکز کنی.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت pull together

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «pull together» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pull-together

لغات نزدیک pull together

پیشنهاد بهبود معانی