آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Jumble

      ˈdʒʌmbl ˈdʒʌmbl

      گذشته‌ی ساده:

      jumbled

      شکل سوم:

      jumbled

      سوم‌شخص مفرد:

      jumbles

      وجه وصفی حال:

      jumbling

      شکل جمع:

      jumbles

      معنی jumble | جمله با jumble

      noun verb - transitive adverb

      کیک کوچک شبیه حلقه، درهم آمیختگی، شلوغی، تکان‌تکان خوردن، سواری کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      Books, shoes, dolls and clothes were jumbled together.

      کتاب و کفش و عروسک و لباس روی هم تلمبار شده بود.

      Files and papers were jumbled together on his desk.

      پرونده‌ها و اوراق مختلف به‌طور درهم‌و‌برهم روی میزش انباشته شده بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a jumble of broken china dishes

      توده‌ی درهم‌وبرهمی از ظروف چینی شکسته

      Fear jumbled his thoughts.

      ترس افکار او را به‌هم زده بود.

      jumbled memories

      خاطرات آشفته

      her mind was filled with a jumble of ideas

      مغزش پر از اندیشه‌های آشفته بود

      The students jumbled through the door.

      دانشجویان بدون نظم و ترتیب از در عبور کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد jumble

      1. noun hodgepodge
        Synonyms:
        mess mixture disorder confusion assortment medley miscellany muddle chaos litter clutter hash mishmash patchwork potpourri scramble tangle disarray disarrangement derangement shuffle olio pastiche garbage goulash farrago mélange gallimaufry salmagundi snarl tumble
        Antonyms:
        order organization
      1. verb mix up, confuse
        Synonyms:
        confuse mess up disorder disorganize disturb muddle disarrange disarray shuffle tumble clutter foul up entangle tangle confound derange dishevel rummage
        Antonyms:
        organize order arrange clear up

      Collocations

      jumble sale

      حراج اشیای متفرقه و دست دوم

      سوال‌های رایج jumble

      گذشته‌ی ساده jumble چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده jumble در زبان انگلیسی jumbled است.

      شکل سوم jumble چی میشه؟

      شکل سوم jumble در زبان انگلیسی jumbled است.

      شکل جمع jumble چی میشه؟

      شکل جمع jumble در زبان انگلیسی jumbles است.

      وجه وصفی حال jumble چی میشه؟

      وجه وصفی حال jumble در زبان انگلیسی jumbling است.

      سوم‌شخص مفرد jumble چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد jumble در زبان انگلیسی jumbles است.

      ارجاع به لغت jumble

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «jumble» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/jumble

      لغات نزدیک jumble

      • - julius caesar
      • - July
      • - jumble
      • - jumble sale
      • - jumbled
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.