با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Disarrange

ˌdɪsəˈreɪndʒ ˌdɪsəˈreɪndʒ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    disarranged
  • شکل سوم:

    disarranged
  • سوم شخص مفرد:

    disarranges
  • وجه وصفی حال:

    disarranging
  • verb - transitive
    به‌هم زدن، بی‌ترتیب کردن، مختل کردن، بر‌هم زدن
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد disarrange

  1. verb disorder
    Synonyms: derange, discompose, disturb, get out of order, jumble, mess, mix up, ruffle, scramble, shuffle, unsettle, untidy

ارجاع به لغت disarrange

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «disarrange» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/disarrange

لغات نزدیک disarrange

پیشنهاد و بهبود معانی