آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

    Polished

    ˈpɑːlɪʃt ˈpɒlɪʃt

    سوم‌شخص مفرد:

    polishes

    وجه وصفی حال:

    polishing

    صفت تفضیلی:

    more polished

    صفت عالی:

    most polished

    معنی polished | جمله با polished

    adjective

    پرداخته، جلا‌داده، صیقلی، زدوده، مهذب، آراسته، متمدن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    polished silverware

    ظروف نقره که برق انداخته شده است

    a polished performance

    هنرنمایی بی‌عیب‌و‌نقص

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد polished

    1. adjective bright
      Synonyms:
      shining shiny gleaming lustrous glossy glistening glassy milled dressed
    1. adjective refined
      Synonyms:
      polite civilized cultivated educated elegant courteous tactful urbane diplomatic smooth suave well-bred cultured courtly couth politic bright shiny glistening buffed burnished svelte cavalier elegant refined
      Antonyms:
      unpolished
    1. adjective referring to writing or speech
      Synonyms:
      elaborate ornate perfected
    1. verb improve or perfect by pruning or polishing
      Synonyms:
      perfected refined smoothed downed
    1. adjective well executed
      Synonyms:
      accomplished masterful masterly flawless impeccable
    1. verb to improve by making minor changes or additions
      Synonyms:
      retouched
    1. verb bring to a highly developed, finished, or refined state
      Synonyms:
      finished cleaned brightened rubbed smoothed burnished buffed glazed varnished waxed scoured furbish burnish furbished shone glossed sleeked rounded simonize
      Antonyms:
      ruined spoilt dulled defaced
    1. noun
      Synonyms:
      elegance refinement polish finesse diplomacy artistry urbanity suavity luster gloss veneer courtliness consummation preciosity

    سوال‌های رایج polished

    وجه وصفی حال polished چی میشه؟

    وجه وصفی حال polished در زبان انگلیسی polishing است.

    سوم‌شخص مفرد polished چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد polished در زبان انگلیسی polishes است.

    صفت تفضیلی polished چی میشه؟

    صفت تفضیلی polished در زبان انگلیسی more polished است.

    صفت عالی polished چی میشه؟

    صفت عالی polished در زبان انگلیسی most polished است.

    ارجاع به لغت polished

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «polished» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/polished

    لغات نزدیک polished

    • - polish off
    • - polish up
    • - polished
    • - polisher
    • - polit
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    exploitation strict marine break down undermine headed hoodlum set off stoma colossus serendipitous anoxic comparability shaving weather the storm بلد بلند بلوف زدن بلوکه به دام انداختن به زحمت انداختن به زور به کاری واداشتن به سوی هدف به شرط آنکه با قدرت باجه باحیا بادبزن باخود بردن باد
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.