آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Polished

      ˈpɑːlɪʃt ˈpɒlɪʃt

      سوم‌شخص مفرد:

      polishes

      وجه وصفی حال:

      polishing

      صفت تفضیلی:

      more polished

      صفت عالی:

      most polished

      معنی polished | جمله با polished

      adjective

      پرداخته، جلا‌داده، صیقلی، زدوده، مهذب، آراسته، متمدن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      polished silverware

      ظروف نقره که برق انداخته شده است

      a polished performance

      هنرنمایی بی‌عیب‌و‌نقص

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد polished

      1. adjective bright
        Synonyms:
        shining shiny gleaming lustrous glossy glistening glassy milled dressed
      1. adjective refined
        Synonyms:
        polite civilized cultivated educated elegant courteous tactful urbane diplomatic smooth suave well-bred cultured courtly couth politic bright shiny glistening buffed burnished svelte cavalier elegant refined
        Antonyms:
        unpolished
      1. adjective referring to writing or speech
        Synonyms:
        elaborate ornate perfected
      1. verb improve or perfect by pruning or polishing
        Synonyms:
        perfected refined smoothed downed
      1. adjective well executed
        Synonyms:
        accomplished masterful masterly flawless impeccable
      1. verb to improve by making minor changes or additions
        Synonyms:
        retouched
      1. verb bring to a highly developed, finished, or refined state
        Synonyms:
        finished cleaned brightened rubbed smoothed burnished buffed glazed varnished waxed scoured furbish burnish furbished shone glossed sleeked rounded simonize
        Antonyms:
        ruined spoilt dulled defaced
      1. noun
        Synonyms:
        elegance refinement polish finesse diplomacy artistry urbanity suavity luster gloss veneer courtliness consummation preciosity

      سوال‌های رایج polished

      وجه وصفی حال polished چی میشه؟

      وجه وصفی حال polished در زبان انگلیسی polishing است.

      سوم‌شخص مفرد polished چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد polished در زبان انگلیسی polishes است.

      صفت تفضیلی polished چی میشه؟

      صفت تفضیلی polished در زبان انگلیسی more polished است.

      صفت عالی polished چی میشه؟

      صفت عالی polished در زبان انگلیسی most polished است.

      ارجاع به لغت polished

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «polished» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/polished

      لغات نزدیک polished

      • - polish off
      • - polish up
      • - polished
      • - polisher
      • - polit
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.