آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ تیر ۱۴۰۵

      Veneer

      vəˈnɪr vəˈnɪə

      گذشته‌ی ساده:

      veneered

      شکل سوم:

      veneered

      سوم‌شخص مفرد:

      veneers

      وجه وصفی حال:

      veneering

      معنی veneer | جمله با veneer

      noun countable uncountable

      روکش، لایه‌ی نازک

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Rain made the veneer swell.

      باران موجب شد که روکش باد کند.

      the table with a walnut veneer

      میز دارای روکش چوب گردو

      noun singular

      نقاب، ظاهر، چهره

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Underneath that veneer of friendship there was intense hostility.

      در زیر آن ظاهر دوستانه دشمنی شدیدی وجود داشت.

      The politician's friendly smile was just a veneer that hid his true intentions.

      لبخند دوستانه‌ی سیاست‌مدار فقط نقابی بود که نیات واقعی او را پنهان می‌کرد.

      noun countable uncountable

      پزشکی روکش (دندان)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      I had a veneer placed on my front tooth yesterday.

      دیروز برای دندان جلویی‌ام روکش دندان گذاشتم.

      The dentist recommended veneers to cover the chipped tooth.

      دندان‌پزشک توصیه کرد برای پوشاندن دندان لب‌پر شده از روکش دندان استفاده کنم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The new veneer matches the color of his other teeth.

      روکش جدید با رنگ سایر دندان‌های او شبیه است.

      verb - transitive

      روکش کردن، با روکش پوشاندن

      The carpenter veneered the table with walnut to improve its appearance.

      نجار میز را با روکش گردو پوشاند تا ظاهرش بهتر شود.

      They decided to veneer the old cabinet instead of replacing it.

      آن‌ها تصمیم گرفتند به‌جای تعویض، کابینت قدیمی را روکش کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to veneer furniture with mahogany

      مبل را با چوب ماهون روکش کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد veneer

      1. noun pretense, front
        Synonyms:
        appearance face show cover disguise mask exterior surface guise semblance facade coating covering layer overlay gloss finish leaf window dressing
        Antonyms:
        reality
      1. verb cover, overlay
        Synonyms:
        coat face surface plate finish varnish gloss sugarcoat whitewash whiten shellac extenuate palliate blanch
        Antonyms:
        uncover strip

      ارجاع به لغت veneer

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «veneer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/veneer

      لغات نزدیک veneer

      • - vendor
      • - vendue
      • - veneer
      • - veneering
      • - venenate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      all-time amn't anything goes apart archaic arguably as far as i know at stake attendee historian DOB dod dogmatic downcast dray خواهش کردن خودبینی شاخسار بخشیدن برخاستن بیخ پاسخ تصمیم نماینده هم‌گروه یاری قطره‌ی باران موزون به نام خدا حک
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.