گذشتهی ساده:
veneeredشکل سوم:
veneeredسومشخص مفرد:
veneersوجه وصفی حال:
veneeringروکش، لایهی نازک
Rain made the veneer swell.
باران موجب شد که روکش باد کند.
the table with a walnut veneer
میز دارای روکش چوب گردو
نقاب، ظاهر، چهره
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Underneath that veneer of friendship there was intense hostility.
در زیر آن ظاهر دوستانه دشمنی شدیدی وجود داشت.
The politician's friendly smile was just a veneer that hid his true intentions.
لبخند دوستانهی سیاستمدار فقط نقابی بود که نیات واقعی او را پنهان میکرد.
پزشکی روکش (دندان)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
I had a veneer placed on my front tooth yesterday.
دیروز برای دندان جلوییام روکش دندان گذاشتم.
The dentist recommended veneers to cover the chipped tooth.
دندانپزشک توصیه کرد برای پوشاندن دندان لبپر شده از روکش دندان استفاده کنم.
The new veneer matches the color of his other teeth.
روکش جدید با رنگ سایر دندانهای او شبیه است.
روکش کردن، با روکش پوشاندن
The carpenter veneered the table with walnut to improve its appearance.
نجار میز را با روکش گردو پوشاند تا ظاهرش بهتر شود.
They decided to veneer the old cabinet instead of replacing it.
آنها تصمیم گرفتند بهجای تعویض، کابینت قدیمی را روکش کنند.
to veneer furniture with mahogany
مبل را با چوب ماهون روکش کردن
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «veneer» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/veneer