Educated

ˈedʒəkeɪt̬ɪd ˈedjʊkeɪtɪd
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • سوم‌شخص مفرد:

    educates
  • وجه وصفی حال:

    educating
  • صفت تفضیلی:

    more educated
  • صفت عالی:

    most educated

معنی و نمونه‌جمله‌ها

adjective B2
تحصیل‌کرده، فرهیخته

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- a highly educated, experienced teacher
- معلمی بسیار تحصیل‌کرده و با‌تجربه
- an educated guess
- حدس بررسی‌شده، حدس قریب به یقین
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد educated

  1. adjective learned, experienced
    Synonyms:
    knowledgeable experienced informed educated trained skilled accomplished literate intelligent coached prepared tutored taught versed in refined cultivated cultured polished enlightened schooled expert well-informed lettered well-read well-taught well-versed initiated fitted developed shaped nurtured corrected formed civilized brainy literary scientific tasteful professional erudite acquainted with
    Antonyms:
    ignorant uneducated inexperienced illiterate unsophisticated uncultured stupid

لغات هم‌خانواده educated

ارجاع به لغت educated

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «educated» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/educated

لغات نزدیک educated

پیشنهاد بهبود معانی