شکل جمع:
educatorsانگلیسی آمریکایی معلم، مربی، دبیر، آموزگار، فرهیختار
Parents thanked the educator for supporting their child.
والدین از معلم برای حمایت از فرزندشان تشکر کردند.
Every educator should inspire a love of learning.
هر مربی باید عشق به یادگیری را القا کند.
As an experienced educator, she developed a new curriculum.
بهعنوان یک آموزگار باتجربه، او برنامهی درسی جدیدی تهیه کرد.
The educator encouraged students to ask questions.
آن معلم دانشآموزان را تشویق کرد که سوال بپرسند.
The educator adapted lessons to meet each student's needs.
معلم درسها را متناسب با نیازهای هر دانشآموز تنظیم کرد.
کسبوکار کارشناس آموزشی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
As an experienced educator, she trains teachers in classroom management.
بهعنوان یک کارشناس آموزشی باتجربه، او معلمان را در مدیریت کلاس آموزش میدهد.
The educator led workshops to introduce new teaching technologies.
کارشناس آموزشی کارگاههایی را برای معرفی فناوریهای نوین آموزشی برگزار کرد.
Our school hired an educator to implement inclusive learning practices.
مدرسهی ما یک کارشناس آموزشی استخدام کرد تا روشهای یادگیری فراگیر را اجرا کند.
The educator developed a new curriculum for elementary schools.
کارشناس آموزشی برنامهی درسی جدیدی برای مدارس ابتدایی تدوین کرد.
شکل جمع educator در زبان انگلیسی educators است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «educator» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/educator