سومشخص مفرد:
trainsوجه وصفی حال:
trainingآموزشدیده، تعلیمدیده، کارآموخته، باتجربه، مجرب، کارکشته، متبحر، ورزیده
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
The trained dog fetched the ball quickly.
سگ تعلیمدیده توپ را سریع آورد.
Our trained staff can handle emergencies.
کارکنان آموزشدیدهی ما میتوانند با شرایط اضطراری مقابله کنند.
They hired trained technicians to fix the machines.
آنها متخصص فنی مجرب را برای تعمیر دستگاهها استخدام کردند.
The trained teacher helped the new students.
معلم باتجربه به دانشآموزان جدید کمک کرد.
تکنولوژی کامپیوتر برنامهنویسیشده (در سیستمهای کامپیوتری)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کامپیوتر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The trained algorithm adapted to new user behavior.
الگوریتم برنامهنویسیشده با رفتار جدید کاربران سازگار شد.
Evaluate the trained network on a separate test set.
شبکهی برنامهنویسیشده را روی مجموعهی آزمون جداگانهای ارزیابی کنید.
وجه وصفی حال trained در زبان انگلیسی training است.
سومشخص مفرد trained در زبان انگلیسی trains است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «trained» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/trained