آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Practiced

      American: ˈprækˌtɪst British: ˈpræktɪst

      سوم‌شخص مفرد:

      practices

      وجه وصفی حال:

      practicing

      صفت تفضیلی:

      more practiced

      صفت عالی:

      most practiced

      توضیحات:

      این لغت در انگلیسی بریتانیایی به‌صورتِ practised نوشته می‌شود.

      معنی practiced | جمله با practiced

      adjective

      باتجربه، کارآزموده، حرفه‌ای، ماهر، ورزیده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      practised speaker

      سخنران باتجربه

      a practiced performer

      نوازنده‌ای کارآزموده

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد practiced

      1. adjective proficient as a result of practice and study
        Synonyms:
        accomplished finished
      1. adjective skilled or knowledgeable through long practice
        Synonyms:
        good expert trained skillful skilful experienced adept proficient seasoned versed veteran exercised old
      1. adjective resulting from experience or practice
        Synonyms:
        practical
      1. verb carry out or practice; as of jobs and professions
        Synonyms:
        done used applied employed performed implemented utilized exercised trained repeated rehearsed processed studied prepared recited played drilled iterated exploited
        Antonyms:
        stopped halted neglected forgotten ceased
      1. verb engage in or perform
        Synonyms:
        followed committed functioned rehearsed
      1. verb to work at, especially as a profession
        Synonyms:
        pursued
      1. verb to subject to or engage in forms of exertion in order to train, strengthen, or condition
        Synonyms:
        exercised trained drilled
      1. verb avail oneself to
        Synonyms:
        used applied

      لغات هم‌خانواده practiced

      noun
      practice, practitioner
      adjective
      practiced, practicing
      verb - transitive
      practice

      سوال‌های رایج practiced

      وجه وصفی حال practiced چی میشه؟

      وجه وصفی حال practiced در زبان انگلیسی practicing است.

      سوم‌شخص مفرد practiced چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد practiced در زبان انگلیسی practices است.

      صفت تفضیلی practiced چی میشه؟

      صفت تفضیلی practiced در زبان انگلیسی more practiced است.

      صفت عالی practiced چی میشه؟

      صفت عالی practiced در زبان انگلیسی most practiced است.

      ارجاع به لغت practiced

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «practiced» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/practiced

      لغات نزدیک practiced

      • - practice teacher
      • - practice what you preach
      • - practiced
      • - practicer
      • - practicing
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon مرعوب مرغوب سلب امحا امن‌وامان با تمام وجود بچه‌بازی تطبیق دادن تکیه‌کلام جنده‌بازی دیگر ذوق شگفتی جفت جمله
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.