آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۸ شهریور ۱۴۰۴

      Used

      juːzd juːst juːzd juːst

      معنی used | جمله با used

      adjective

      عادت‌کرده، خوگرفته، مأنوس

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      a used smoker

      سیگاری عادت‌کرده

      a team used to winning

      تیمی خوگرفته به برد

      adjective

      به‌کاررفته، به‌کاربرده‌شده‌

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      I found some interesting "used quotes" in the book.

      چند نقل‌قول به‌کاررفته‌ی جالب در این کتاب پیدا کردم.

      Your used sentences were inappropriate.

      جملات به‌کاربرده‌شده‌ی شما نامناسب بودند.

      adjective

      استفاده‌شده، کارکرده

      I found a used tissue on the floor.

      دستمال‌کاغذی استفاده‌شده‌ای را روی زمین پیدا کردم.

      a used paper

      کاغذ استفاده‌شده

      adjective

      دست‌دوم

      She bought a used car.

      ماشین دست‌دوم خرید.

      They bought a used piano for their daughter.

      آن‌ها برای دخترشان پیانوی دست‌دوم خریدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد used

      1. adjective secondhand
        Synonyms:
        pre-owned not new nearly new hand-me-down recycled worn

      Phrasal verbs

      get used

      عادت کردن

      لغات هم‌خانواده used

      noun
      usage, use, disuse, misuse, reuse, usefulness, user
      adjective
      reusable, used, disused, useful, usable
      verb - transitive
      use, misuse, reuse
      adverb
      usefully

      سوال‌های رایج used

      معنی used به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی used در زبان فارسی به استفاده‌شده یا به‌کاررفته ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «used» شکل گذشته و گذشته‌ی‌مجهول فعل use است و معمولاً برای بیان این کاربرد به‌کار می‌رود که چیزی قبلاً مورد استفاده قرار گرفته است. این کلمه در بسیاری از زمینه‌ها کاربرد دارد؛ از وسایل و تجهیزات گرفته تا اصطلاحات روزمره و مفاهیم انتزاعی. برای مثال، وقتی می‌گوییم «a used car» به معنای «خودروی دست‌دوم» است، نشان‌دهنده‌ی این است که آن خودرو پیش از این توسط کسی دیگر استفاده شده است.

      استفاده از واژه‌ی «used» نه تنها نشان‌دهنده‌ی گذشته‌ی عملی است که انجام شده، بلکه بار معنایی ارزش یا کیفیت را نیز می‌تواند منتقل کند. به عنوان مثال، در مورد کالاها یا اشیاء، «used» ممکن است حاکی از تجربه، فرسودگی جزئی یا حتی کیفیت معتبر باشد، چرا که برخی کالاهای استفاده‌شده همچنان ارزشمند و قابل اعتماد هستند.

      در مکالمات روزمره، «used» می‌تواند به شکل‌های مختلفی ظاهر شود و بسته به ساختار جمله، معنای آن تغییر کند. برای مثال، در حالت وصفی، «used to» به معنی «عادت داشتن به» یا «قبلاً انجام دادن» است، مثل جمله «I used to play piano» که به معنای «قبلاً پیانو می‌زدم» است. این کاربرد نشان می‌دهد که واژه‌ی «used» می‌تواند هم جنبه‌ی زمانی داشته باشد و هم جنبه‌ی عملی و کاربردی.

      از نظر نگارشی، استفاده صحیح از «used» برای بیان تجربه‌ها، گذشته و وضعیت اشیاء یا اعمال اهمیت دارد و باعث شفافیت و دقت در انتقال پیام می‌شود. در تبلیغات، فروش و توصیف کالاها نیز این واژه به‌صورت گسترده به کار می‌رود تا خریداران از سابقه‌ی استفاده‌ی محصول آگاه شوند و تصمیم‌گیری بهتری داشته باشند.

      used یا «استفاده‌شده» واژه‌ای کاربردی است که می‌تواند به توصیف تجربه، گذشته، ارزش و کاربرد اشیاء و اعمال بپردازد. این کلمه نشان‌دهنده‌ی جنبه‌های عملی و تاریخی هر چیز است و یادگیری درست آن برای بیان دقیق زمان، کیفیت و سابقه‌ی استفاده حیاتی است.

      ارجاع به لغت used

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «used» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/used

      لغات نزدیک used

      • - use your head
      • - useable
      • - used
      • - used to
      • - useful
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe اعمال اشغال برازنده پهلوان‌پنبه سنگ‌پا سنگر سرنگون سرنگون شدن سرنگونی دینار رستم زیرک زیرکانه خستگی‌ناپذیری آب خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.