آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Repeated

      rɪˈpiːtɪd rɪˈpiːtɪd

      سوم‌شخص مفرد:

      repeats

      وجه وصفی حال:

      repeating

      صفت تفضیلی:

      more repeated

      صفت عالی:

      most repeated

      معنی repeated | جمله با repeated

      adjective C2

      پی‌در‌پی، مکرر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      repeated absences

      غیبت‌های مکرر

      repeated requests

      درخواست‌های پی‌درپی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد repeated

      1. adjective done again
        Synonyms:
        reproduced copied imitated duplicated replicated redone remade reworked recast done-over returned reciprocated recurrent reduplicated refashioned perennial
      1. adjective said again
        Synonyms:
        reiterated retold reworded restated recounted paraphrased quoted rehashed echoed recited reannounced reuttered seconded
      1. verb make or do or perform again
        Synonyms:
        redone replicated duplicated reappeared returned recurred doubled revolved reduplicated
      1. verb to send back the sound of
        Synonyms:
        echoed resounded reverberated rebounded reflected
      1. adjective happening again
        Synonyms:
        recurring recurrent periodic
      1. verb to say again or imitate
        Synonyms:
        imitated copied reproduced duplicated echoed recounted recited reiterated rehearsed restated recurred mimicked resumed rehashed iterated recapitulated regurgitated
      1. verb to do again
        Synonyms:
        redone reproduced duplicated replicated imitated remade reworked renewed returned echoed reconstructed reverted rehashed mimicked reflected reduplicated imaged
      1. verb repeat an earlier theme of a composition
        Synonyms:
        recapitulated

      لغات هم‌خانواده repeated

      noun
      repeat, repetition
      adjective
      repeated, repetitive, repetitious, repeatable
      verb - transitive
      repeat
      adverb
      repeatedly, repetitively

      سوال‌های رایج repeated

      وجه وصفی حال repeated چی میشه؟

      وجه وصفی حال repeated در زبان انگلیسی repeating است.

      سوم‌شخص مفرد repeated چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد repeated در زبان انگلیسی repeats است.

      صفت تفضیلی repeated چی میشه؟

      صفت تفضیلی repeated در زبان انگلیسی more repeated است.

      صفت عالی repeated چی میشه؟

      صفت عالی repeated در زبان انگلیسی most repeated است.

      ارجاع به لغت repeated

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «repeated» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/repeated

      لغات نزدیک repeated

      • - repeatability
      • - repeatable
      • - repeated
      • - repeatedly
      • - repeater
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.