آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ مرداد ۱۴۰۵

      Ordered

      ˈɔːrdərd ˈɔːdəd

      سوم‌شخص مفرد:

      orders

      وجه وصفی حال:

      ordering

      معنی ordered | جمله با ordered

      adjective B1

      منظم، مرتب، منضبط، بسامان

      همچنین می‌توان از well ordered استفاده کرد.

      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      She kept her desk neat and ordered.

      او میز کارش را منظم و مرتب نگه می‌داشت.

      The office had an ordered filing system.

      دفتر سیستم بایگانی بسامانی داشت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Students were expected to keep an ordered workspace.

      از دانش‌آموزان انتظار می‌رفت که فضای کاری منضبطی داشته باشند.

      adjective

      سفارش‌داده‌شده

      The ordered books arrived this morning.

      کتاب‌های سفارش‌داده‌شده امروز صبح رسیدند.

      Keep the ordered merchandise in the back room.

      کالاهای سفارش‌داده‌شده را در اتاق پشتی نگه دارید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Please check the ordered parts before installation.

      لطفاً قطعات سفارش‌داده‌شده را قبل‌از نصب بررسی کنید.

      We couldn't find the ordered package at the front desk.

      بسته‌ی سفارش‌داده‌شده را در پیشخوان پیدا نکردیم.

      Her ordered dress fits perfectly.

      پیراهن سفارش‌داده‌شده‌ی او کاملاً اندازه است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ordered

      1. adjective orderly
        Synonyms:
        organized neat tidy arranged in order well-organized controlled disciplined systematic methodical precise businesslike well-behaved law-abiding peaceable in good shape shipshape all together systematized

      لغات هم‌خانواده ordered

      noun
      order, ordering
      adjective
      ordered, orderly
      verb - transitive
      order

      سوال‌های رایج ordered

      وجه وصفی حال ordered چی میشه؟

      وجه وصفی حال ordered در زبان انگلیسی ordering است.

      سوم‌شخص مفرد ordered چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد ordered در زبان انگلیسی orders است.

      ارجاع به لغت ordered

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ordered» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ordered

      لغات نزدیک ordered

      • - order number
      • - order of the garter
      • - ordered
      • - ordered pair
      • - ordering
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.