Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Cultured

      ˈkʌltʃərd ˈkʌltʃəd

      سوم‌شخص مفرد:

      cultures

      وجه وصفی حال:

      culturing

      صفت تفضیلی:

      more cultured

      صفت عالی:

      most cultured

      معنی cultured | جمله با cultured

      adjective

      پرورده، تربیت‌شده، مهذب، تحصیل‌کرده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      cultured pearls

      مروارید کشت شده (مصنوعی)

      Bacteria cultured for vaccine production.

      ترکیزه‌هایی که به‌منظور تولید واکسن کشت شده‌اند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a cultured person

      آدم فرهیخته (بافرهنگ)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cultured

      1. adjective well-bred, experienced
        Synonyms:
        able intelligent knowledgeable educated informed accomplished advanced experienced literate polished refined civilized courteous mannerly polite sensitive tasteful understanding cultivated elegant liberal literary sophisticated urbane well-bred well-informed aesthetic enlightened highbrow tolerant traveled au courant distingue erudite gallant genteel high-class lettered savant scholarly blue-stocking chivalrous versed up-to-date intellectual
        Antonyms:
        stupid ignorant inexperienced unsophisticated

      لغات هم‌خانواده cultured

      noun
      culture, subculture
      adjective
      cultural, cultured
      adverb
      culturally

      سوال‌های رایج cultured

      وجه وصفی حال cultured چی میشه؟

      وجه وصفی حال cultured در زبان انگلیسی culturing است.

      سوم‌شخص مفرد cultured چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cultured در زبان انگلیسی cultures است.

      صفت تفضیلی cultured چی میشه؟

      صفت تفضیلی cultured در زبان انگلیسی more cultured است.

      صفت عالی cultured چی میشه؟

      صفت عالی cultured در زبان انگلیسی most cultured است.

      ارجاع به لغت cultured

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cultured» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cultured

      لغات نزدیک cultured

      • - culture shock
      • - culture vulture
      • - cultured
      • - cultured pearl
      • - culturist
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.