Cultural معنی

  • Adjective
    فرهنگی، تربیتی
    • - cultural center
    • - مرکز (یا خانه‌ی) فرهنگی
    • - the cultural ties between Iran and Afghanistan
    • - پیوندهای فرهنگی میان ایران و افغانستان
    • - cultural varieties of maize
    • - انواع ذرت‌های کشتنی
آخرین به‌روزرسانی:
  • فونتیک آمریکایی

    ˈkʌltʃrəl
  • فونتیک بریتانیایی

    ˈkʌltʃrəl

مترادف و متضاد cultural